رضا قلى ميرزا نايب الاياله
14
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )
دستگيرى على شاه و وزير او آن بىحياى نمكناشناس سر زده در اندرون رفته عليشاه را در بستر راحت مقيد ساخته جمعيت خود را بدور او قراول كرد . صبح بسيار زود دروازه شهر را گشود . صلاى حضور شهريارى را دستور داد . هريك بمضمون السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ در شرفيابى حضور محمد شاه برخاسته گوى مسابقت از خود ربوده باشند ، سبقت بر يكديگر مىگرفتند . شاهزادگان و امراء و اهالى مملكت فوجفوج دستهدسته هريك بدستآويزى خود را باستقبال رسانيده بزبانى تهنيت سلطنت مىگفتند و هريك بوسيله [ اى ] از وسائل تقرب جسته در آن سركار خود را جلوه خدمت ميدادند . محمد باقر خان صندلى مرصع خاقان مغفور را با اسباب سلطنت و فروش و ظروف و اوانى طلا و نقره با اسباب جلالت و عظمت قدغن نمود كه به باغ نگارستان برده از هر جهت آرايش بباغ دهند . اهالى شهر باغ را از حلويات و مأكولات و انواع خوردنيها مملو كرده تداركى عظيم و شايان و بساطى بزرگ و نمايان پيراستند . محمد شاه در يوم بيست و دوم شهر شعبان بآئين نمايان وارد جلوس محمد شاه در باغ نگارستان نگارستان شد . بر صندلى مرصع خاقان مرحوم نشسته جميع شاهزادگان و امرايان [ كذا ] و لشكريان سر فرود آورده تهنيت سلطنت گفتند . بيچاره ظل السلطان از خوف جان برخود پيچان دقيقه [ اى ] آرام و قرار نداشت .
--> - ز تأكيدات ركن الدوله نز تأييد يزدانى * ورامين تا كرج زير نگين ظل سلطان شد بسى پرداخت گنج و رنجها برد و ولى آخر * نشد ظل اللّه و خود ظل سلطان بود ، نى آن شد