رضا قلى ميرزا نايب الاياله

5

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )

چاك كرده سرها برهنه خاك بر سركنان پاى بر خاك و گريبان چاك در جلو تخت مىآمدند تا روضهء مقدسه . در مكانى كه در حيات خاقان عزادارى شاهزادگان و امراء مغفور مقبره بجهة خود معين نموده و سنگ مرمر بسيار خوبى از اشعار درربار خود نقر و حجارى نموده آن گوهر پاك را در آن خاك و تربت پاك سپرده و روى آن حضرت را نيز بتربت جناب خامس آل عبا حضرت سيد الشهداء ( ع ) كه در حيات خود خاقان مغفور به قدر يكصد من تبريز ذخيره كرده و جمع نموده پوشانيدند و در دخمه كردند . سر دخمه كردند سرخ و كبود * تو گفتى كه خاقان به گيتى نبود آصف الدوله كه از سركار على شاه ظل السلطان مخوف بود و همواره هواخواه دولت محمد ميرزاى پسر نايب السلطنه ميبود از تشويش ظل السلطان همراهى بشاهزادگان نكرده و در معصومه قم بر سر تربت خاقان مغفور مجاور ، ظاهر بتلاوت قرآن و باطن بفساد كار ظل السلطان مشغول گشته ، ركن الدوله و ساير شاهزادگان و امراء با جواهر و خزائن و اسباب سلطنت بالتمام وارد دار الخلافه ، جميع جواهر و اسباب سلطنت بره گذار و نثار ، ظل السلطان از مشاهدهء كوه نور « 1 » و تاج ماه و نور العين

--> ( 1 ) - صحيح نيست و بايد درياى نور باشد . كوه نور بعد از قتل نادر بوسيلهء احمد خان ابدالى سركردهء سپاهيان افغانى بتاراج رفت و به افغانستان و سپس به هندوستان برده شد و در سال 1850 ميلادى ( دو سال پس از فوت محمد شاه ) كمپانى هند آن را بملكهء ويكتوريا تقديم كرد و فعلا زيب تاجى است كه بمناسبت تاج‌گذارى ژرژ ششم براى مادر ملكهء اليزابت دوم ساخته‌اند و ميتوان آن را در برج لندن تماشا كرد . ف .