فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

81

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بار از آن عبور كنيم . و با آنكه در برخى جاها چنان پر آب مىشد كه بىسابقه بود ، فراوانى آب به قدر سنگهاى دست و پاگيرى كه در بسترش بود عبور را دشوار نمىكرد . در اين روز و روز بعد هيچ چيز جالب توجهى به نظر نيامد و هردو روز را در كاروانسراهائى با همان سبك كه بيان كرده‌ايم بسر برديم . همهء اين كاروانسراها آب‌انبارهاى خوب داشتند . محيط به شكل روزهاى گذشته - كوهستانى بود و همان نوع درختهاى كوچك انباشته از برگهاى ريز و مزاحم در نزديكى جاده به چشم مىخورد . روز بيست و پنجم كاروان بعد از نيمه شب حركت كرد زيرا بسبب گرماى شديد همواره در اين ساعات به راه مىافتاديم . بمحض آنكه آفتاب در افق پديدار شد از دور چندين درخت خرما كه پس از خروج از بندر ديگر نديده بوديم مشاهده كرديم . پس از آنكه از جنگل نخلى كه جاده را در هردو طرف محصور كرده بود گذشتيم در نزديكى چهار ديواريى كه از برهم نهادن سنگها درست شده بود و تعدادى نخل و انار در آن كاشته بودند و از مداخلهء آدميان در كار طبيعت حكايت داشت ، چند گاو و بز مشاهده كرديم . چندى بعد به كاروانسرائى رسيديم كه در مجاورت قريه‌اى كوچك بود مركب از هفتاد خانهء گلين و بسيار بدساخت - اما در بهترين و مطبوع‌ترين جاى دنيا . اين دهكده در ميان تعدادى درخت خرما و درختان ديگر جا داشت . با اين‌كه نيمه‌هاى فصل پائيز بود درختها برگهائى چنان سبز و لطيف داشتند كه در اروپا جز در ماه مه ديده نمىشود . اين دهكده را بمناسبت انبوهى نخل و مرغوبيت خرمائى كه ببار مىآورد خرم مىنامند . در اين قريه علاوه بر آب‌انبارهاى بزرگ چند چاه آب شيرين نيز هست كه اهالى باغها و جوزارهاى خود را با آب آنها آبيارى مىكنند . اهالى اين دهكده نيز همچون همه اعراب ديگر اين ناحيه فقير و نادارند . درست است كه علاوه بر داشتن تعدادى نخل كه ميوهء آنها را مىخورند و مىفروشند چند رأس بز و گاو نيز دارند اما گاوهاى آنها در فربهى با گوساله‌هاى