فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

يادداشت مترجم 9

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بنام خداوند جان آفرين * حكيم سخن در زبان آفرين براى كشور ما كه مورخان آن از ديرباز مقهور سلاطين مستبد و فرمانروايان خودكامه بوده‌اند ، سفرنامه‌ها از اسناد معتبر تاريخى بشمارند . البته چنين نيست كه هر سياحتگر قلم به دست كه در گذشتهء دور يا نزديك از ايران‌زمين ديدن كرده است ، عارى از هرگونه غرض و خالى از هرگونه ضنتى به بيان مشهودات و توصيف مشاهدات خويش پرداخته باشد ؛ چنان كه محتواى اين كتابها ، حتى سفرنامه‌هاى افرادى از مليتهاى مختلف ، كه برحسب اتفاق در يك زمان در ايران زيسته‌اند ، يكدست نيست . بلكه به تبع نوع كار ، درجهء معلومات ، آزادانديشى يا تعصب نويسندگان متفاوت است . و بسا كه بسيارى از آنها از مسامحات عجيب ، قضاوتهاى سطحى و گزافه‌هاى مضحك خالى نباشد . با همهء اين احوال از آن هنگام كه پاى جهانگردان اعم از سياحتگران ، سياست‌پيشگان ، مبلغان دينى و بازرگانان خارجى به ايران باز شده و گروهى از آنان ، فراخور حال و كار ، داستان سفر و مشاهدات خويش را نوشته و پراكنده‌اند ، اين‌گونه اسناد كه به غالب آنها نام سياحتنامه يا سفرنامه داده شده بخشى معتبر از اسناد تاريخى كشور ما را تشكيل داده‌اند كه مورخ كنجكاو را از مراجعهء بدانها گزيرى نيست . نكتهء قابل تذكر آنكه بر رغم اكثريت مورخان يا بعبارت بهتر وقايع‌نگاران دربارى خودمان كه - بيم جان و قطع نان را - در كتابهاى خود بيشتر به شرح احوال و اطوار و جنگ و ستيز و آويز و گريز شاهان و دولتمردان زورمدار پرداخته و عامهء مردم را كه پديدآورندگان واقعى وقايع تاريخىاند ، بالمره از نظر دور داشته‌اند ، نويسندگان سفرنامه‌ها ، كه به حكم اجنبىبودن ، از خشم و قهر حكام جور در امان بلكه از نواخت