فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

62

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

نمك نيز اين حدس را تأييد مىكرد . براى درك اين حقيقت ، هروقت از پرتغاليها پرسيديم كه آيا كوه را در حال آتشفشان ديده‌اند يا نه پاسخ منفى دادند و حتى تأكيد مىكردند كه چنان چيزى را از ديگران نيز نشنيده‌اند . اما هيچيك از اين اقوال مانع از آن نشد كه سفير همواره و با قاطعيت بر اين عقيده باشد كه كوه موصوف در طول قرون چندبار آتشفشانى كرده و اين سنگها را كه به حد وفور در سواحل جزيره ديده مىشوند از دهانهء خود بيرون ريخته است . اين نظريه در گرماى شديد بيشتر مدلل مىشود . در اين‌گونه ايام ، شب هنگام كه مردم بر پشت بامها خوابيده‌اند و باد از جنوب‌غربى مىوزد بوى ناخوش گوگرد كه از كوهسار برمىخيزد سراسر شهر را فرامىگيرد بطورىكه در يك شب بدفعات اين بوى ناخوش استشمام مىشود درحالىكه باد جنوب كه بيش از نيمى از كوه را فرا - مىگيرد اگرچه - گرمايش كمتر از بادهاى ديگر نيست - چنين بوئى را به مشام نمىرساند . اتفاقا در تابستان سال 1617 كه سفير سراسر آن را در هرمز گذرانيد عملا راز اين آتش زيرزمينى مكشوف شد . بدين‌معنى كه روزى برخى از خدمه و روحانيان فرقهء آگوستن سفير را متقاعد كردند كه از صومعهء نوتردام دولاروش كه مورد احترام و علاقهء وى بود و در بلندترين نقطهء آن كوه عظيم قرار داشت و تا آن زمان بسبب شيب تندكوه از سرزدن بدان مسامحه كرده بود ديدار كند . اتفاقا هشت روزى پيش از هشتم سپتامبر - كه زادروز نوتردام است مديران صومعه به عادت همه ساله كلبهء كوچكى از شاخ و برگ درختان در دامنهء كوه ترتيب داده تصوير مزين نوتردام را با نظم و نسقى معين در آن قرار داده بودند . آنها معمولا اين تصوير را هشت روز تمام ، يعنى تا پايان جشن مولود ، در اين مكان نگاه مىدارند و در اين مدت همهء ساكنان هرمز و حداقل مسيحيان شهر ، چه شب و چه روز ، به زيارت آن مىروند . عصر يكى از اين‌روزها سفير در مجاورت تصوير نماز گزارد و اقرار به معاصى كرد . پس از اتمام اين اعمال هنگامىكه از پلكان مجاور اطاقك كه از طريق آن به قلهء