فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

46

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

صبح كه در دو فرسنگى هرمز قرار گرفتيم ناگهان باد مساعدى كه از روز پيش آغاز شده بود قطع شد و آرامش هوا گرمائى غيرقابل تحمل پديد آورد . در مدت زمانى كه اجبارا در جزيرهء لارك توقف كرديم فرصت يافتيم كه خصوصياتى از اين جزيره را دريابيم . طول اين جزيره سه و عرض آن يك فرسنگ است . زمينش بسيار قوزدار است و در جاىجاى آن تپه‌هاى بسيار مرتفع شيب‌دار و دره‌هاى پوشيده از خار و گياه و انباشته از حشرات هست كه تعداد زيادى كبك را بسوى خود مىكشانند . اما همهء اين مرغان غير مأكول و بدگوشت‌اند . بخصوص كبكها كه گوشتى بسيار بد و خشك دارند كه جز هنگام ضرورت نمىتوان به عنوان خوراكى از آن استفاده كرد . اين جزيره غيرمسكون است و با اين‌كه در آن خوراك براى جانوران ، چاههاى پرآب ، و مقادير زيادى چوب يافت مىشود هيچكس در آن زندگى نمىكند . نخست از جهت آنكه بندرى ندارد تا از طريق آن بتوان شهر يا شهركى ساخت و ديگر به جهت آنكه ساكنان احتمالى آن از جانب ساحل ايران در معرض خطر حملات دزدان دريائى نىتاك « 43 » و نىكىلوز « 44 » خواهند بود كه غالبا با زورقهاى كوچك خود در جزيرهء قشم و ديگر جزائر ساحل عربستان به غارت و چپاول مىپردازند . آرامش هوا تا ساعت سهء بعد از ظهر ادامه يافت و از آن پس باد جنوبى وزيدن گرفت و درحالىكه كشتى را بسوى شمال و شمال شرقى مىراند ما را به دور قسمتى از جزيرهء هرمز گردش داد . در اين حالت قسمتهائى از جزيره را كه قابل رؤيت بود در دست چپ گذاشتيم و به دماغه‌اى رسيديم كه صومعهء نوتردام دو لسپرانس « 45 » در آن واقع است . در اينجا بندر و قسمتى از شهر و دژ آن را از نظر گذرانديم . به صومعه كه بيش از يك چهارم فرسنگ از آن فاصله نداشتيم سلام گفتيم و به نوتردام دولاروش « 46 » كه بر قلهء نمكى

--> ( 43 ) Naytaque ( 44 ) Niquiluze ( 45 ) Notre dame de l'esperance ( 46 ) Notre - dame de la Roche