فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
43
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مىآيند . بايد اذعان كرد كه پيشينيان كه قسمتى از اين ناحيه را « سرزمين شاد » « 39 » ناميدهاند اشتباه نكردهاند . مىگويم قسمتى از اين ناحيه زيرا با آنكه اين ناحيهء وسيع بسيار حاصلخيز و زيباست اين وجه مشترك را با ساير نواحى بسيار زرخيز قارهء آسيا دارد كه برخى نقاط آن آباد و بعضى بيابان قفر است . بخصوص در قسمت انتهائى شمال اين ناحيه چنين حالتى وجود دارد . كما اينكه در ناحيهء نزديك رودخانهء فرات ، مجاور سوريه و مصر ، نيز همين تعارض به چشم مىخورد . اما سرزمينهاى واقع بين درياى سرخ و خليج فارس و اقيانوس هند - بخصوص آن قسمت كه در اين كوههاى وحشتناك محصور است - از قسمتهاى ديگر جالبتر و از قرنها پيش به زيبائى و حاصلخيزى موصوفند . درحالىكه سراسر روز در همين آرامش گذشته و آفتاب غروب كرده بود ، هنگامى كه ملاحان در كلاه فرنگى روى عرشه - مجاور اطاق سفير - از خواندن سالژ رژينا « 40 » فارغ مىشدند باد شمال كه با ملايمت آغاز شده بود در يك لحظه به چنان طوفانى بدل شد كه به زحمت توانستيم بادبانهاى اطراف دكل را فرود آوريم . كشتى با شدت به عقب رانده شد و كشتيبان كه كاملا گيج شده بود فرياد زد كه بادبانهاى كوچك را فرود آورند زيرا شدت طوفان بقدرى بود كه بيم وارونه شدن كشتى و تصادم با صخرههائى مىرفت كه بيش از يك فرسنگ با ما فاصله نداشتند . اما چنان جنجالى در كشتى و هوا حكمفرما بود كه صداى هيچكس شنيده نمىشد . سفير كه خطر را حتمى مىديد فرمان داد همهء بادبانها را فرود آورند و چون طوفان كشتى را بشدت عقب رانده و در يك لحظه به نزديكى جزيرهء كوچكى كه قبلا از آن سخن گفتهايم رسانيده بود ، كشتيبان براى دفاع از سفرى كه تا آن زمان آنهمه وقت و رنج مصروف آن شده بود ، و به منظور آنكه مانع عقبنشينى اجبارى كشتى تا مسقط
--> ( 39 ) ظاهرا مقصود عربستان سعيد يا يمن است . - م . ( 40 ) Salge Regina