فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
497
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
شريك گرديدهام . براى آنكه سخن را دربارهء حركت كشتى « سن توماس » كه به بهانههاى متعدد به عقب مىافتاد ، تمام كرده باشم مىگويم اگرچه اين كشتى از آغاز ژانويه آمادهء حركت بود ، روز اول فوريهء 1624 در حالى بادبان برافراشت كه در آن جائى بسيار تنگ و ناراحت را به سفير اختصاص داده بودند و چنان انباشته از مسافر و بار بود كه ملاحان قدرت انجام وظائف خويش را نداشتند . علت اين بىمبالاتى يكى آن بود كه « سن توماس » نخستين و تنها كشتيى بود كه بعد از مدتها وقفه در حركت كشتيها از گوآ بسوى اسپانيا عزيمت مىكرد و ديگر آنكه بازرگانان آزمند گوآ به خيال آنكه در پرتغال همهچيز گران است مقادير زيادى كالا در كشتى بار كرده بودند . افراط در اين كار تا آنجا بود كه ملاحان نه تنها جاى خواب و استراحت خويش را در برابر بهاى گزاف فروخته بودند بلكه جائى براى ذخيرهء آب و آذوقهء خود و كشتى نيز نگذاشته بودند . چون تعداد بردگان فروشى بسيار زياد بود كنارهء بيرونى كشتى و اطاقكهاى عقب و جلو را نيز از بىنهايت كيسه و صندوق و چليك آب انباشته بودند . گرچه انباشتن اينگونه كشتيها بخصوص در سفرهاى تجارى امرى معمول است اما انباشتگى اين كشتى حتى منطق كور و خشن بازرگانان نيز خارج بود تا آنجا كه براى دفع حوائج طبيعى نيز جائى نگذاشته بودند . و عجب آنكه قسمت اعظم محمولات كشتى متعلق به نايب السلطنه و وزرايش بود ، غافل از آنكه علت سياسى انهدام بسيارى از كشتيهاى پرتغالى همين نوع بارگيريهاست كه سبب مىشود كشتى نه قدرت مقاومت در برابر طوفان داشته باشد و نه بتواند دشمنى را دفع كند . بارى حركت ما از گوآ بدينسان بود چنان كه همگان پيش از رسيدن به بندرى مطلوب از مرگ هراسان بوديم . در پنج شش روز اول اين ماه بدشوارى بر كشتى تسلط داشتيم زيرا سكان قادر نبود طرف راست كشتى را كنترل كند بطوريكه هرچند راهمان بسوى مغرب بود نمىتوانستيم از باد شمال و شمال شرقى استفاده كنيم . روز هفتم تا بيستم باد موافق داشتيم و به مدد آن