فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
493
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
همان كشتيهائى كه از گوآ به استقبال وى رفته بودند ، به گوآ رسيد . تازه همين اسكورت نيز نه يك جا بلكه با فاصله و يكى پس از ديگرى به بندر وارد شدند . در اين موقع وضعى پيش آمد كه همگان را مطمئن كرد كه كشتيهاى دشمن جز براى بازپس گرفتن زندانيان خويش در بغاز باقى نماندهاند زيرا براى آنان كاملا مقدور بود كه به كشتيهاى همراه نايب السلطنه حمله كنند و زيانهاى بسيار وارد آورند اما خواه از روى ادب و خواه از جهت تحقير ، نه تنها دست به حمله نزدند بلكه هنگام نزديك شدن نايب السلطنه كشتيهاى خود را از بندر دور كردند . زندانيان پرتغالى كه در اسارت هلنديها بودند پيش از ورود نايب السلطنه و پس از آن ، طى چندين نامه از حكام گوآ درخواست كرده بودند كه در بازخريد و تعويض آنان با زندانيان هلندى تسريع شود و حكام گوآ با پائين آوردن غرامتى كه در برابر تعداد كمى زندانى هلندى مطالبه مىكردند آنها را از اسارت نجات دهند . گوئى خداوند چشم و گوش حكام گوآ را كور و كر كرده مقدر ساخته بود آنان همواره در گمراهى و اشتباه باشند . زيرا غالبا زمزمه مىكردند كه شرف و اعتبار دولت هند و نايب السلطنه اقتضا مىكند كه زندانيان خود را با پرداخت غرامت و تعويض با زندانيان هلندى پس نگيرند . سفير كه ملاحظه كرد اينچنين زمزمههاى خطرناك و وحشيانه گذشته از آنكه حيات زندانيان پرتغالى را بخطر مىاندازد موجب توقف بيشتر دشمنان در بندر و جلوگيرى از حركت كشتيها بسوى پرتغال مىگردد ، دو روز بعد از ورود نايب السلطنه به ديدار وى رفت و با آنكه اين ملاقات كاملا جنبهء تشريفاتى داشت مجال را از دست نداده از وى درخواست كرد كه دربارهء پرداخت غرامت و پس گرفتن زندانيان بينديشد . بخصوص وهن و ننگى را كه بر اثر اسير شدن چند زن پرتغالى به وسيلهء هلنديها دامنگير شخص او و ديگر زعماى گوآ مىگرديد متذكر شد و از وى خواست كه به سخنان كسانى كه تعويض اسيران را موجب نكث اعتبار و سيادت وى مىپندارند گوش فرا ندهد و در هرحال خويشتن را ملزم و موظف به حل و فصل اين