فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

477

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

همگى تلف شده بودند . به دنبال اين درخواست ، تصميم گرفته شد كه سيصد مرد كه بيشتر آنان سرباز بودند و عده‌اى ملاح به هرمز فرستاده شوند تا در نيروى دريائى هرمز كه تحت فرمان سيمون دملو « 333 » بود به كار گرفته شوند . اين شخص گذشته از فرماندهى نيروى دريائى موجود در هرمز ، از طرف حاكم گوآ مأمور شده بود كه در صورت مرگ فرانسيسكو دسوفا كه در آن زمان سخت بيمار بود ، فرماندهى دژ را بر عهده گيرد . چند روز بعد كه اين شخص باتفاق افرادى كه گفته‌ايم با دوازده كشتى بادبانى و يك كشتى انباشته از آذوقه و ادوات جنگى و چند افسر توپخانه به هرمز رسيد ، فرانسيسكو دسوفا درگذشت و او بموجب حكمى كه داشت جانشين وى شد . روىفلر كه اين انتصاب را اهانتى به خود تلقى مىكرد رنجيده خاطر گشت چنان كه بعدا عدم توفيق وى را در جنگ با انگليسها در برابر بندر جاسك نشانهء اين عدم رضايت دانستند . همانطور كه بىعلاقگى سربازان در اين جنگ نيز نشانهء ديگرى بر اين نارضائى بود . اگرچه ، روىفلر علت عدم توفيق خود را فرمان اكيد حاكم گوآ قلمداد كرده بود كه بموجب آن هرگونه اقدام وى موكول به مشورت با حاكم دژ و شورائى كه در حضور او تشكيل مىيافت شده بود . در حقيقت علت‌العلل بسيارى رخدادهاى ناگوار بعد همين شورا بود زيرا هيچيك از اعضاء آن كوچكترين اطلاعى از مسائل جنگى نداشتند و روىفلر را كه ذيصلاح‌ترين فرد براى شركت در چنان شورائى بود به بازى نگرفته بودند . بديهى است اگر روىفلر در اين شورا به بازى گرفته مىشد خود را به دفاع از دژ ، كه وظيفهء او بود ، ناگزير مىديد و در آن صورت هم شورا خود به دو دستور مىداد كه رأسا در كار مداخله كند . ممكن است اظهارنظر من در اين موضوع حمل بر گستاخى شود اما بايد ببينيم اجراى دستور از طرف روىفلر از روى ميل خاطر بوده است يا ، همچنان‌كه بيان كرديم ، براى آنكه ناگزير ابراز وجودى كرده باشد اگرچه در صورتى كه او دستورات شورا را به كلى عقيم

--> ( 333 ) Simon de Melo