فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

466

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

اين موقع چند تن از خدمهء سفير براى اطلاع از واقعه نزد وى آمدند . سفير از آنها پرسيد كه آيا صاعقه‌اى رخ داده است و آنها جواب منفى دادند زيرا آسمان كاملا صاف و تقريبا بىابر بود اما بلافاصله تاريكى غليظى فضا را فراگرفت . سفير كه براى كسب اطلاع بيشتر سر از پنجره بيرون كرده بود ملاحظه كرد كه توده‌اى از دود و خاك كه از مغرب و جنوب‌غربى شهر برخاسته بود فضا را پر كرده است . پس حدس زد كه آتش در مغازه‌هاى باروت‌فروشى واقع در ميدان نزديك خانه افتاده است . مردم از هرسو مىدويدند و سروصداى زيادى به گوش مىرسيد . گروهى مرد و زن سياه‌پوست و ديگر زنان و مردان شهر در كوى و برزن به راه افتاده فرياد مىكشيدند شهر خراب شده است اما علت واقعه كه بعدا از آن اطلاع يافتيم چنين بود : در آن روز بسبب آرامش هوا ، حاكم شهر تصميم گرفته بود با بيرون كشيدن مقدارى باروت از دكه‌هاى باروت‌فروشى بساط آتش‌بازى را بر فراز برجى برپا دارد . چون جز چند بردهء كارگر هيچيك از محافظان مغازه‌ها و كيسه‌هاى مواد محترقه در محل حاضر نبودند ، يكى از كارگران بر حسب عادت سيگار خود را در كنار باروتها آتش مىزند و جرقهء آتش باروتهاى روى برج را به آتش مىكشد . در يك لحظه برج محترق مىشود و گذشته از آنكه كارگران به هوا پرتاب مىشوند برج سرنگون مىگردد و جرقه‌اى آتش به مغازهء باروت‌فروشى سرايت مىكند . ناگهان دويست و پنجاه كنتال « 324 » باروت مشتعل مىگردد و در يك لحظه نه تنها بقاياى برج و تعدادى خانه را خراب مىكند بلكه درهاى ادارات اوزان و مقادير و گمركات واقع در ميدان را از جا مىكند . اين ميدان همواره پر از جمعيت بود بخصوص هرروز كثيرى از مردم اعم از مسيحى يا كافر ، زن و مرد و برده و آزاد ، براى خريد انواع ماهى و ميوه و سبزى بدانجا مراجعه مىكردند . همچنين مركز تجمع كسبهء خرده‌پا و دادوستد و مبادلهء كالا و تجارت به حساب مىآمد . گذشته از آن ، چون ميدان به

--> ( 324 ) quintal : واحد وزن معادل 250 كيلوگرم . - م .