فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
455
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
اوقات هوا آرام و شب هنگام گرما بسيار شديد بود . روز يكشنبه بيست و يكم ، عصر هنگام ، آسمان را ابرى ضخيم پوشانيد و ناگهان بارانى شديد آغاز شد كه مجال فرود اوردن بادبانها را نداد . در اين روز لجاجت ناخدا كشتى را در خطرى عظيم قرار داد . سفير با مشاهدهء هواى بسيار تاريك به او خبر داده بود كه بادبانها را فرود آرد اما او كه مانند ديگر ناخدايان پرتغالى فرود نياوردن بادبانها را هنگام آغاز طوفان نوعى افتخار و شجاعت به حساب مىآورد از پذيرفتن فرمان وى سرباز زد . در اين موقع باد كه جهت خود را به شمالشرقى تغيير داده بود كشتى را با همهء بادبانهايش از جلو مورد حمله قرار داد و رفتهرفته چنان شدت گرفت كه ملاحان قدرت تسلط بر كشتى را از دست دادند . قسمت اعظم فشار بر كنارهء دست راست كشتى بود چنان كه بادبانها و دكلهاى بزرگ تقريبا به حالت واژگون بر سطح آب مىسودند و در حقيقت اين بزرگترين خطرى بود كه بار ديگر از سر ما گذشت . كشتى در بدترين وضع قرار گرفته در شرف انهدام بود كه ناگهان دكل بزرگ با صدائى مهيب فرود آمد و موجب شد كه كشتى اندكى بالا بيايد و بار ديگر اطاق فرمان كار خود را آغاز كند . بدينترتيب توانستيم همهء بادبانها را پائين بكشيم و زير بارانى سيلآسا بسوى شمال و شمالشرقى برويم . روز بيست و دوم همان باد شرقى ، اگرچه بسيار ضعيف ، ادامه يافت با اينحال از حركت باز نايستاديم هرچند ساحل را كه به عقيدهء ناخدا پانزده فرسنگ با ما فاصله داشت نمىديديم . در اين روز ارتفاع خورشيد را گرفتيم و معلوم شد در 9 درجه هستيم . از بيست و سوم مارس تا 24 آوريل ، جز باد شمال نمىوزيد و بسيار كم و كند پيش مىرفتيم . چند روزى نيز هوا كاملا گرم بود . بسبب صيد بسيار زياد ماهى دورادو و آلبيكورا « 309 » ذخيرهء غذايمان زياد بود . برخى از اين ماهيها به بزرگى ماهى تون بودند ، چنان كه ملاحان در كشيدن آنها به كنارهء كشتى به زحمت مىافتادند ، و طول
--> ( 309 ) Albicora