فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

452

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

سياهان آماده و همگان مسلح‌اند مع‌ذلك با همسايگان خود در صلح و صفا زندگى مىكند . سفير چهار روز در اين جزيره ماند . در اين مدت عدهء زيادى از پرتغاليهاى مقيم مجمع الجزاير به ديدار وى آمدند . چون برخى از ساكنان معتقد بودند كه در انتظار باد موسمى موافق نبايد بود ، سفير چند روزى ديگر در انتظار ماه نو و باد موافق نشست بلكه بتواند تا دماغهء اميد نيك پيش رفته از آنجا به مومباسا و از جزيرهء اخير با كشتيى پرتغالى كه بدانجا آمده بود به گوآ بازگردد . در مدت چهار روزى كه در اين جزيره مانديم دوبار كشتى با خطر به گل نشستن مواجه شد زيرا جزر و مد دريا چنان عظيم بود كه نظير آن را هيچكس به عمر خود نديده بود . ناگزير براى آنكه كشتى در امان باشد جاى آن را تغيير داديم و به محلى امن‌تر برديم . روز سيزدهم ناخدا و معاونش نزد سفير آمدند و گفتند باد كاملا موافق ادامهء سفر است و چون ميزبان محترم ما نيز بر همين عقيده بود ، سفير با همهء شك و ترديدى كه داشت دستور حركت داد ، اما نيم فرسنگى بيش نپيموده بوديم كه بادى مخالف وزيدن گرفت و همگان را دچار اندوه كرد چنان كه بعد از پنج روز دريانوردى بار ديگر به خليج موزامبيك رسيديم و در همان‌جا كه سابقا ايستاده بوديم لنگر انداختيم . روز هيجدهم بمحض آنكه حاكم جزيره كشتى را شناخت ملاحانى را براى راهنمائى ما فرستاد . همهء ملاحان معتقد بودند كه بايد به انتظار باد موافق در جزيره توقف كنيم . بدين جهت سفير اجبارا بيست و چهار روز در اين مكان توقف كرد . با اين حال همگان معتقد بودند كه پيش از حلول سال جديد حركت بسوى دماغهء اميد نيك ممكن نيست . سفير در مدتى كه در موزامبيك بوديم دو بار به دژ رفت و آن را زيباتر از آن‌كه از دور تصور مىشد و حتى چيزى زائد بر آنچه براى وى توصيف كرده بودند ، يافت . تنها نقص اين دژ چنان كه پيشتر گفته‌ايم نداشتن خندق بود . با اين حال ساختمان دژ و خاكريزها چنان محكم بود كه در برابر حملهء چند سال پيش هنديها