فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
442
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
موزامبيك مسافت زيادى از كافرريا دور نشدهايم . زيرا گذشته از آنكه در نخستين روز خروج از لنگرگاه باد بقدرى ضعيف بود كه توانائى مقابله با جريان آب را نداشت ، بلافاصله بعد از آن نشانههائى قطعى از خشكى مشاهده كرديم ، علامت آنكه هنوز مسافت زيادى ز خليج دور نشدهايم . و معلوم بود كه جريان آب ما را دوباره بسوى ساحل مىكشاند . و با آنكه در دو روز گذشته باز هم نشانه - هائى از خشكى ديده بوديم كه نمىتوانست جز ساحل كافرريا باشد ناخدا باز هم اصرار داشت كه به جزيرهء سنلوران نزديكتريم . اما به زودى معلوم شد كه نشانهها نه تنها از هيچيك از دو جزيرهء نامبرده نيست بلكه همهء آن روزها را در وسط كانال و كاملا نزديك به صخرهء الباكسوى « 295 » هند بودهايم و شگفتتر غفلت كسانى بود كه از سالها پيش در اين مسير سفر كرده بودند و صخرههاى سن ژاندونوا « 296 » را كه در شمال و جنوب وسط كانال قرار گرفتهاند نشانهگذارى نكرده حتى از زمينهاى زيرآبى كافالا « 297 » و جزيرهء سنلوران كه هريك سيزده تا بيست فرسنگ در آب پيش رفتهاند و اندازهگيرى عمق آب روى آنها نيز غيرمقدور است بىاطلاع بودند . اين غفلت موجب گرديده است بسيارى از كشتيها در اين ناحيه غرق شوند . در همهء ساعات اين روز دريا مواج بود و از شب گذشته ، با آنكه مسير باد عوض نشد كشتى ما از چپ و راست و عقب و جلو دستخوش تكانهائى چنان شديد بود كه هردم بيم آن مىرفت كه قطعهقطعه شود . روز چهارم كه چهارشنبه بود در آغاز روز سراسر آسمان پوشيده از ابرى غليظ بود . باد شمال همواره مىوزيد اما بقدرى ضعيف كه سابقه نداشت با اين وصف دريا چنان متلاطم بود كه يك كشتى ، ولو با بادبانهاى كاملا افراشته در صد قدمى هم ديده نمىشد و موضوع عجيب و جالب توجه آنكه موجها مىخروشيدند و آب دريا چنان داغ بود كه گفتى آن را بر آتش نهادهاند . اين داغى را از
--> ( 295 ) Elbaxo ( 296 ) Jean de Noua ( 297 ) Cafala