فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

432

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

ده درجه و چهل و پنج دقيقه و بين كابودلگادو « 281 » و جزاير كيرينبا « 282 » مىرانديم . بمحض آنكه آفتاب غروب كرد بار ديگر هوا كاملا آرام شد . اين آرامش سراسر شب ادامه داشت و بر خلاف گذشته هوا رفته‌رفته گرم مىشد . روز هفدهم باز هم مانند روز قبل بادى ملايم مىوزيد . بسوى مغرب مىرانديم آنگونه كه بعدا ، از وقتى كه براى رسيدن به ساحل صرف كرديم ، فهميديم بر خلاف تصور ناخدا كه فكر مىكرد جريان آب ما را بسوى ساحل خواهد كشيد بسيار از ساحل دور شده بوديم چنان كه در همان وقت كه ناخدا تصور مىكرد فاصله‌مان با ساحل 25 فرسنگ است معلوم شد هفتاد فرسنگ با ساحل فاصله داريم . زيرا ساحل از دماغه گاردافن « 283 » بسوى مغرب و جنوب غربى و از خط استوا تا دماغهء دلگادو گسترده بود و ناخدا كه راه خود را بسوى جنوب‌غربى پيش گرفته بود بر خلاف تصور خويش هرچه بيشتر در خليج گرفتار شده بود . شكى نبود كه علت اين دورى جريان آب نبود زيرا بعدا بطور دقيق فهميديم كه تا حدود صخره‌هاى پيندا « 284 » كه بين جزاير كيرينبا و موزامبيك است جريان آب بسوى جنوب‌غربى است . بدين ترتيب فهميديم كه بسوى جنوب مىرويم . ساعت 9 صبح اين روز ، سفير كه در راهرو كشتى بود در چهل پنجاه پائى عقب كشتى ماهى بزرگ و عجيبى ديد . سر اين ماهى و قسمتى از بدنش از آب بيرون بود . در دو طرف سر دو بالهء بزرگ مساوى داشت كه بلندى هريك از آنها نيم اولن « 285 » و درازايش يك اولن بود . طول بدن ماهى تقريبا پنج شش اولن بود . سر اين حيوان كه به قدر نيمهء يك چليك بود و با انحناى بزرگى به دهانش ختم مىشد با بدنش متناسب نبود . دهانش گود افتاده پوزه‌اش به طرف بالا برگشته بود . غرشى شبيه به غرش خوكها داشت . هنگام تنفس مقدار زيادى آب را به بالا پرتاب مىكرد . اما اين عمل او بهيچ‌وجه

--> ( 281 ) Caboa Delgade ( 282 ) Quirinba ( 283 ) Gardafin ( 284 ) Pinda ( 285 ) aulne مقياس طول قديم معادل يك ذراع . - م .