فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

430

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

ندارد . اما هنوز سخنش تمام نشده بود كه غفلتا باد چنان ضعيف و ملايم شد كه هوائى نظير روز حركت از هرمز حكمفرما گشت و همهء شب ادامه يافت . روز هشتم باز هم بادى نمىوزيد چنان كه به نظر مىآمد سراسر دريا آرام است . ساعت يازده صبح بادى ملايم آغاز شد كه شب هنگام به كلى قطع شد . در اين شب نيز هوا قابل تحمل بود . در اين موقع شهرهاى مازا داكسو « 270 » و براوا « 271 » را در دست راست و در فاصله‌اى دور پشت سر گذاشته بوديم در ارتفاع چهار درجه و پانزده دقيقه قرار داشتيم . ناخدا معتقد بود كه با ساحل 25 فرسنگ فاصله داريم اما بعدا فهميديم فاصله‌مان از ساحل خيلى زيادتر است و در مغرب شهر ملند « 272 » قرار داريم . در اين موقع ملاحان با نوعى ابزار نوك تيز به صيد ماهيهاى دورادو پرداختند . روزهاى نهم تا پانزدهم همان باد ملايم از شمال و شمال‌شرقى مىوزيد . بسيار كم پيش مىرفتيم زيرا شبها هوا كاملا آرام بود . در آخرين اين هفت روز كه در ارتفاع كمتر از ده درجه قرار داشتيم صخره‌هاى پاترون « 273 » و جزاير آركو « 274 » را در دست چپ و جزاير زنگبار و موزيا « 275 » و پومبا « 276 » را در دست راست داشتيم . بمحض آنكه آفتاب غروب كرد تعدادى مرغ ديديم كه برخى بسيار بزرگ و بعضى از آلكاتراز هم كوچكتر بودند . اين پرندگان كه شبيه غاز يا مرغابى وحشى بودند و منقارى نوك تيز و برگشته داشتند ، بسيار ساده و چلمن بودند ، چنان كه در حضور گروهى از ناويان و مسافران روى دكل جلو مىنشستند و خود را تسليم آنان مىكردند و بىآنكه عقب بكشند يا بپرند به اشخاصى كه براى گرفتنشان نزديك مىشدند مىنگريستند . اما بمحض گرفتار شدن جيغهاى هولناك مىكشيدند و گيرندگان يا كسانى را كه براى تفريح بالهايشان را مىبستند و رهاشان مىكردند به سختى گاز مىگرفتند . در اين بازى بچگانه پرندگان

--> ( 270 ) Mazadaxo ( 271 ) Brava ( 272 ) Melinde ( 273 ) Patron ( 274 ) Arco ( 275 ) Mosia ( 276 ) Pomba