فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
417
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
مىآمدند پولى در اختيار وى گذاشته شود ، براى دفاع از ناحيه در برابر ايرانيان در خدمت شاه اسپانيا باشد . اما چون حكام هرمز جز به منافع خود نمىانديشند و ديگر صاحبمنصبان نيز اجبارا خود را موظف به تبعيت از آنها مىدانند هيچگاه بدين مرد شجاع كه قادر بود كثيرى از اعراب را كه به چيزى بسيار كم قانعند بسوى خود بكشاند ، توجهى نكردند غافل از آنكه در هند ، و بخصوص در هرمز ، كمك كردن به مردم محلى در برابر دشمنى قدرتمند همچون شاه ايران كه همهء اعراب از او در ترس و بيم بسر مىبرند ، در درجهء اول اهميت قرار دارد . بخصوص كه با اندك سخاوتى مىتوان اين مردم را تحت انقياد درآورد و براى هرگونه اقدامى آماده نگاه داشت . هنگام نزديك شدن سپاه ايران به هرمز ، مردم كمال على در برابر آنها جبهه گرفتند ، اما از اعراب همسايه كه به ايران نزديكترند و اميرى دارند با اسمى عجيب و غريب - كارتان « 256 » كمك نخواستند . اگرچه استفاده از اين مردم كه فوقالعاده نادارند و غالبا از طريق مزدورى نانى بچنگ مىآورند مستلزم كوشش و رنج فراوان است ، با اينحال آنان چون مطمئن بودند كه ايرانيان بعد از قلعوقمع اهالى و دژ هرمز بدانها حمله خواهند كرد ، تا حدى كه از دستشان برمىآمد موقعيت دهكدهء خود را مستحكم كردند بدين معنى كه چند زورقى پر از شن را در جاهائى كه مىپنداشتند دفاع از آنها آسانتر است قرار دادند و سنگرهائى براى جنگ با ايرانيان ايجاد كردند . صبح روزى ايرانيان با پنجهزار سرباز مسلح به تفنگ و دويست رأس اسب در يكصد و پنجاه زورق به مقر نيكيلوها رسيدند . اين سربازان در سى چهل مترى كرانهاى هموار ، خود را به آب انداخته شناكنان بسوى خشكى رفتند و در همان حال كه آب تا زين اسب سواران مىرسيد ، با سروصدا و خشم بسيار ، در چند نقطه به اعراب نكيليو حملهور شدند . مرد شجاع نيكيلوئى در رأس دويست مرد كه سى نفر آنها سوار بر اسب بودند به مقابله با ايرانيان برخاست . سربازان كمال على با آنكه مىتوانستند با دور
--> ( 256 ) Carthane