فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
407
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
و آبتنى مىپرداختند . و به همين سبب است كه ما در اين سفرنامه از اين روز كه براى مردم هرمز روزى شكوهمند به حساب آمد يادى كرديم . پيش از اين باران ، در هرمز چنان قحط آب بود كه اگر ايرانيان جلو آوردن آب از جزيرهء قشم و خشكى را مىگرفتند همهء اهالى در خطر مرگ بودند . بخصوص طبقهء نادار شهر و مردم دهكدههاى جزيره از اين نعمت خداداد استفاده كردند و با دسترسى به آب مجانى دلى از عزا درآوردند . در جزيرهء هرمز و ساحل كارامانى و عربستان باران كم مىبارد و هر بارانى همچون رگبارهاى تابستانى اروپا ، با طوفان و رعد و برق و تگرگ درشت همراه است . در اين ناحيه در هر سال جز سه بار باران نمىبارد جز آنكه گهگاه باران اندكى مىبارد كه مدت آن بسيار كم است و هنرى جز آن ندارد كه گرد و خاك موجود در هوا را فرو نشاند و زمين را گلناك كند . چون هيچيك از خانهها با سفال پوشيده نشده است و پشت بام آنها حتى كاهگلى هم نيست بلكه گل خالى است ، اگرچه باران همين گل را درهم مىفشرد با اينحال طوفان بسيارى از خانهها را خراب مىكند چنان كه در همين نوبت نيز چنين شد . در هرمز همه معتقد بودند كه شاه ايران براى محاصرهء شهر از كشتيهاى انگليسى استفاده خواهد كرد . اين شايعه را ايرانيان خشكى نيز دامن مىزدند . از همان روزها كه سفير اسپانيا از ايالت ساحلى ايران مىگذشت حاكم آن ايالت بر ماليات آب و آذوقهاى كه به هرمز صادر مىشد افزوده بود . با اينكه حاكم هرمز براى آنكه حاكم ايالت ساحلى ايران رد و بدل كالا را به كلى ممنوع نكند به وى اجازه داده بود در شهر هرمز خانهاى و فروشگاهى داشته باشد و دو ايرانى مقيم جزيره كالاى وى را به هر قيمت كه مىخواهند بفروشند اين حاكم در امورى كه در حيطهء اختيار شخص خودش بود هرروز جسورتر مىشد . علاوه بر اين شايعات كه از پندارهاى عاميانه فراتر بود ، چنان كه پيشتر گفتهايم ، انگليسيهاى مقيم اصفهان شهرت داده بودند كه در فصل بادهاى موسمى انتظار رسيدن هشت كشتى را دارند كه مأموريت آنها چپاول شهر هرمز است . اين خبر