فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
386
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كركرههاى بزرگ و از داخل داراى دريچهها و درهاى خوشساخت بودند . بين دريچهها و كركرهها فضائى وسيع بود كه دو نفر به خوبى مىتوانستند در آنها بنشينند . اطاقى كه سفير در آن مىخوابيد طلائى رنگ و منقش به نقشهائى زيبا بود . در بالاى پنجرههاى اين اطاق ، به جاى جام شيشه پارچههاى مصور نصب كرده بودند . در اين پارچهها صحنههاى رقص و جشن ، به همان شيوه كه در جاهاى ديگر بيان كردهايم ، تصوير گرديده بود . در اين خانه مردم زيادى با سفير ملاقات كردند . باغبان شاه نيز با ميوههاى عالى از وى پذيرائى كرد . همچنين حاكم شهر در مدت اقامت چندين بار به ديدن وى آمد . در نزديكى اين خانه چشمهاى بود با آبى بسيار گوارا اما چون ايرانيان مطلقا خوب را از بد تميز نمىدهند و هيچگاه شراب خود را با آب مخلوط نمىكنند ، سفير مطلقا از وجود چشمه آگاه نشد . سفير غروب روز بيستم سپتامبر از شيراز حركت كرد و چون نقاهتش يكسر رفع شده بود بر اسب سوار شد . اما در اين شب جز تا اكبرآباد ، واقع يك فرسنگى شهر كه هنگام آمدن در آن توقف كرده بود پيش نرفت . راهنمايان به وى خبر داده بودند كه براى رسيدن به منزل بعد راه درازى را بايد طى كند . روز بيست و يكم ، در شعاع ماه از اكبرآباد حركت كرديم و پس از طى يك فرسنگ ، با گذشتن از رودخانهء فسا كه بسترش كاملا خشك بود دو ساعت به صبح مانده به كاروانسراى درياچه رسيديم . روز بيست و دوم ، نزديك غروب حركت كرديم . پيش از طلوع آفتاب به كفرا رسيديم . در اين منزل بهترين انواع ميوه به سفير پيشكش شد از جمله انگور كه بىگفتگو نه تنها بهترين انگور ايران بلكه از بهترين انگورهاى جهان بود . رنگ اين انگورها سفيد و سياه و قهوهاى بود و برخى دانههاى بسيار درشت داشتند . باوجود اين ميوههاى آبدار ، باز هم همگى از آب بسيار گواراى رودخانهء سيوند ، كه چنان كه گفتهايم از نزديكى اين مكان بسيار زيبا و خنك و دلپسند مىگذرد ، برداشتيم .