فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

380

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بر خرابى جان‌پناهى نيز نداشت و صداى آب نيز رعب‌آور بود . پيش از رسيدن به دهكدهء كلانتر كه گنجور معنى مىدهد « 239 » تقريبا همهء شب را صرف عبور از پل و پيمودن راه كرديم . سفير باز هم در همان خانه كه هنگام رفتن منزل كرده بود مسكن گزيد و مرد و زن صاحب‌خانه وسائل راحتى عاليجناب و همراهانش را به خوبى فراهم كردند . در اين محل معمولا كاروانها در فاصلهء يك فرسنگى زير درخت و كنار چشمهء پرآبى كه هردو كنار تپه‌اى واقع شده‌اند اطراق مىكنند . آب اين چشمه گذشته از آنكه بينهايت گوارا و زلال است ، بقدرى زياد است كه مىتواند آسيائى را به گردش درآورد . آب چشمه در استخرى به عمق هشت پا جمع مىشود كه محل نشو و نماى ماهيهاى بزرگ و مرغوب است چنان كه مردم محل مىگويند اين ماهيها در مواقع بارانى تا رودخانهء ارس كه در فاصلهء يك فرسنگى است پيش مىروند . صبح فردا ، هنگامى كه سفير براى خوردن صبحانه آماده مىشد ، درويش يا زاهدى كه در خانقاهى نزديك دهكده زندگى مىكرد سبدى بزرگ پر از انجيرهاى بسيار مرغوب سفيد و سياه و كاملا رسيده را كه در اسپانيا نيز بهتر از آنها يافت نمىشود براى وى هديه آورد . اين انجيرها را درويش از دو درختى كه در خانقاه خود كنار چشمهء آبى داشت چيده بود . در اين دهكده مقدار فراوانى از اين ميوهء مرغوب كه در جاهاى ديگر ايران بندرت نظير آن را مىتوان يافت به عمل مىآيد چنان كه همهء مردم به قدر كافى از آن بهره‌مند مىشوند . بدين‌جهت و نيز بسبب مجاورت اين ناحيه با رودخانهء كر كه آبى بسيار خوب دارد ، اين مكان از بهترين جاهائى بود كه در سراسر سفرمان ديده بوديم . روز هفتم سپتامبر سفير پس از آن‌كه كاروان را يكساعت پيشتر راهى كرد غروب آفتاب به راه افتاد و تصميم داشت كه در اين شب راهى را كه كاروانها در دو شب طى مىكنند بپيمايد و بىوقفه تا شيراز براند و چون مىبايست در فاصلهء كمى از دهكده از پل كوچك ناهموارى كه دو سوى يك گودال بزرگ را بهم مىپيوست بگذرد ،

--> ( 239 ) كلانتر معنى گنجور نمىدهد . - م .