فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

354

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

شانه‌هايش مىزد . بطوريكه هرجا شاه و او مواجه مىشدند انگيزه‌اى براى خنده بوجود مىآمد . نامش خان عالم بود كه در زبان مغولى آقاى جهان معنى مىدهد و پسر شامحمد است كه گذشته از تصرف سرزمينهائى كه هريك قلمرو پادشاهيش را وسعت بخشيد ، سرزمين بزرگ و حاصلخيز گجرات را نيز تصرف كرد و اگر عقيدهء مورد قبول عامهء مغول و نوشتهء تاريخ بزرگ ميرخواند ، مورخ ايرانى صد سال پيش را قبول داشته باشيم با تصرف سرزمينهاى مزبور بزرگترين و قدرتمندترين پادشاه آسيا گرديده است . اين پادشاهان لاهور فرزندان ميرانشاه پسر دوم تيمورند . ميرانشاه كه در جنگ با تركمانها كشته شد از خود پسرى برجاى گذاشت به نام علىخان . اين علىخان بسبب آنكه دشمنانش داراييش را در آذربايجان و گرگان ضبط كرده بودند بسيار نادار بود و به عادت بيشتر ايرانيان و ازبكها و خراسانيها كه چون در كشور خود با ناراحتى و نادارى مواجه مىشدند بسوى هند كه سرزمينى ثروتمند بود مىرفتند ، او نيز تصميم گرفت كه با هواخواهان خود براى جنگ به هندوستان برود . حكومت بزرگ و قدرتمند دهلى چند سال پيش از آن قطعه قطعه شده به چند كشور كوچك تبديل يافته بود . همانطور كه در توصيف گوآ گفته‌ايم ، حكام نواحى مختلف اين كشور كه در قديم علاوه بر سرزمينهاى سند و گجرات همهء ايالات جنوبى هند تا مالابار و سراسر هند شمالى تا كوه هيمالايا را دربر مىگرفت ، اعم از مسلمان و ترك و عرب و حبشى ، سر به شورش برداشتند و با تشكيل اتحاديه‌اى عليه شاه دهلى هريك حكومتى مستقل تشكيل دادند . اين حكمرانان جديد پس از چندى براى بسط سرزمينهائى كه از حكام دهلى غصب كرده بودند با يكديگر به نزاع برخاستند . در ميان اين حاكمان ، علىخان كه از جهت شهرت و اعتبار جدش تيمور ، و نيز از جهت استعداد شخصى خود را از ديگران برتر و استوارتر مىديد ، با استفاده از اين دو مزيت بر قسمت مهمى از ايالات شمالى دهلى كه شهر مهمش نيز دهلى ناميده مىشود و امروز هم علىرغم ويرانى بسيار ، برجاست ، تسلط يافت و جانشينانش نيز با راندن حكام