فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
347
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
نوكران شاه روبرو شد كه به وى گفتند اعليحضرت منتظر اوست . اين پيغام لحظه به لحظه بوسيلهء نوكران ديگر كه مىرسيدند تكرار شد . بدينترتيب سفير تا وسط پل پيش رفت . وى پس از وارد شدن از يكى از درهائى كه پيشتر ، هنگام توصيف پل از آنها سخن گفتهايم و در پهناى جانپناه رو به شرق باز مىشد ، با چند غرفهء كوچك متصل به هم مواجه شد كه مشرف بر رودخانه قرار گرفتهاند . اين غرفهها هريك نه يا ده پا درازا و يك پا پهنا دارد چنان كه سه چهار نفر مىتوانند براحتى در آنها بنشينند . موقع ورود سفير ، شاه و سفير لاهور در دومين غرفه نشسته بودند و سفير بلخ در راهرو و بين غرفهء دوم و سوم نشسته بود . شاه پس از آنكه سفير اسپانيا را نزد خود نشاند از وى دربارهء اين تشريفات كه در آن ساعت با هياهويى چنان بلند و وحشتناك در اوج شور و هيجان بود كه روى پل هيچكس قادر نبود سخن ديگرى را بشنود ، پرسش كرد . به سبب اين هياهوى عجيب و به جهت آنكه سرهاى بسيارى از شركتكنندگان در جشن آبپاشان شكسته بود ، شاه به گروهى از شركتكنندگان كه سواره در جشن شركت كرده بودند فرمان داد جدالكنندگان را از يكديگر جدا كنند اما همين عمل موجب شد كه در آن گيرودار گروهى زير دست و پاى اسبان و گروه ديگر در آب كشته و غرق شوند . بعد از آنكه بيشتر مردم عادى شركتكننده در جشن به شهر بازگشتند ، بين مهمانان گفتوگوئى بسيار مطبوع در گرفت و شاه تفريح معمول خويش را كه آشاميدن شراب است آغاز كرد . بدينترتيب كه به فرمان وى تعداد زيادى جام و تنگ شراب به مجلس آوردند و ممه جام گرفتن آغاز كردند . در اين ضيافت تنها مزه شراب پستهء در پوست بود كه در غرفهء شاه و غرفهاى ديگر كه سفرا و درباريان نشسته بودند بين حضار تقسيم شد . چون از هنگام توقف در قزوين شاه همواره اظهار تمايل كرده بود كه همراهان سفير اسپانيا نيز در اينگونه ضيافتها شركت داشته باشند در اين روز نيز به دستور وى آنان در غرفهاى مجاور مقر شاه گرد آمده به