فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

344

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

خود قرار داد و با آنها همهء بازارهاى اطراف ميدان را كه چنان كه گفته‌ايم با بىنهايت وسيله روشن بود زير پا نهاد . همهء حاضران از حرارت زياد هوا در رنج بودند زيرا گذشته از آنكه بسبب فصل هوا به گرمى مىگرائيد و تابستان آغاز مىشد ، كثرت افراد عادى و همراهان شاه نيز بر گرماى هوا مىافزود . چنان كه بيشتر حضار دچار تنگ نفس شده بودند و غالبا درصدد بودند خود را از آن مخمصه نجات دهند و براى هواخورى از بازار خارج شوند . سرانجام پس از آنكه برحسب تمايل دكانداران كه همه مىخواستند تزئينات و كالاهايشان مورد بازديد و تحسين قرار گيرد بخش مهمى از شب را در اين تفريح گذرانديم . به كاروانسرائى رسيديم كه چند روز پيش جشن زنانه را در آن برپا داشته بودند . اين كاروانسرا زيباترين و غنىترين جائى بود كه در آن شب مشاهده كرديم . چون در وسط حياط اين كاروانسرا خلوتى دست داد و حرارت هوا كمتر بود سفير اسپانيا كه ديگر قدرت حركت نداشت از شاه اجازه خواست به خانهء خود برود و به استراحت بپردازد . شاه به وى اجازهء مرخصى داد و شخصا با مهربانى راه آسانتر را براى بيرون رفتن از بازار به وى نشان داد و با محبت به وى گفت تا براى حل و فصل همهء كارها وى را به حضور نپذيرفته باشد از اصفهان خارج نخواهد شد . شاه روزهاى بعد را به بازديد از حرمسراى خود و سر و سامان دادن به كارهاى اصفهان كه سه سالى از آن دور بود ، پرداخت . در اين مدت در انديشهء تدارك هدايائى نيز بود كه بايد به عنوان سپاس - در پاسخ هداياى شاه سليم ، شاه لاهور ، بفرستد . هدايائى كه شاه لاهور براى شاه عباس فرستاده بود از لحاظ تركيب و تنوع قابل توجه بود اما در حقيقت ارزش چندانى نداشت . چيزهاى جالب توجه آن عبارت بود از حيواناتى كه در ايران وجود نداشت يا چند مرغ نادر الوجود و تعدادى بردهء گندم‌گون يا سياه . چون بوالهوسى و خلق‌وخوى شاه عباس اقتضا مىكرد كه بىخبر و بدون آنكه كلمه‌اى بر زبان آورد از اصفهان خارج شود ، سفير بوسيلهء