فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
337
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
خويش قرار دادهاند و اين عنايت مزيد خواهد گرديد اگر مرحمت فرموده دستور دهند كه روحانيان اگوستنى و برادر لئاندر « * » ، دستيار برادر خوان تاده نيز در مجلس حضور يابند . شاه خواهش سفير را اجابت كرد و بلافاصله به قرهخواجه كه از موقع ورود شاه ايستاده بود ، دستور داد كه اشخاص مورد درخواست را وارد كنند . بدين ترتيب ، اين روحانيان ، بعد از مدتى تأمل كسالتآور در پشت در ، به مجلس راه يافتند و به دستور شاه نزديك ديگر حاضران نشستند . شاه همچنين اراده كرد كه نجيبزادگان همراه سفير اسپانيا به مجلس وارد شوند و آنها را در قسمت چپ تالار روبروى انگليسيها نشانيدند . اين انگليسيها بطور گروهى مأموريت سفارت را انجام مىدادند و هريك از پادشاه متبوع خويش اعتبارنامهاى داشتند كه مىبايد به شاه ايران تسليم كنند . برادر برنارد آزئودو نامههائى از پادشاه اسپانيا براى شاه ايران آورده بود كه گذشته از تعارفات معمول ، جز تأييد مذاكراتى كه سفير بايد با دربار ايران انجام دهد محتوى مطلب ديگرى نبود . همچنانكه خود سفير نيز نامههائى دريافت كرده بود كه مضمون آنها فرامينى بود دربارهء آنچه وى مىبايست براساس پيشنهادهاى رابرت شرلى ، با دربار ايران در ميان نهد . سفير هنگام اقامت در قزوين در اين باره با شاه صحبت كرده بود و پس از آن نيز طريق نامهاى كه برادر ملكيور دزانژ از طرف وى به فرحآباد برده بود در همين مسائل تأكيدى به عمل آورده بود و مىدانست كه در فشار گذاشتن شاه در اين موارد كاملا بىفايده است . با اينحال رسيدن نامهاى از پادشاه اسپانيا را كه جز براى تقديم تعارفات نبود عنوان كرد . شاه پيغام داد كه نامه را به وى بدهد اما مذاكره دربارهء مطالب آن را به وقت مناسبترى بگذارد . سفير نامه را از برادر برنارد گرفت و پس از اداى احترام و تعظيمى غرا آن را به شاه تقديم كرد . شاه نيز با ابراز خرمى و رضايت آن را دريافت كرد . و به همهء حضار گفت نامهاى است از طرف برادرش پادشاه اسپانيا ، و در همان وقت آن را براى خواندن به برادر خوان
--> ( * ) Leandre