فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

317

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بدنهء آنها به بلندى قامت انسان و بالاترين قسمت و انتهاى تنه‌شان مثلث شكل است . بسيارى از صليبها دو شاخهء افقى داشت چنان كه دو صليب از آنها نمايان بود اما شاخهء بالاتر از شاخهء زيرين كوچكتر و تقريبا شبيه صليبهائى بود كه در جشنهاى دهكده‌ها به كار مىبرند و بخصوص زنهاى مادريد از ديرباز بدين‌گونه صليب علاقه داشته‌اند . جاى تعجب بود كه اگرچند اين كليسا بارها بوسيلهء ايرانيها و تركها - يعنى دو ملتى كه از خسيس‌ترين و سودپرست‌ترين مردم جهانند - غارت شده بود چگونه ارامنهء بيچاره ثروتى چنين سرشار را كه حداقل آن يك صد عدد صليب نقره و همين تعداد ظرفهاى سيمين بود حفظ كرده‌اند . تشريفات تقديس آب در كنار رودخانه انجام گرفت . عدهء زيادى از ارمنيها از صبح زود با بدن لخت و عور خود را تا شكم در آب قرار داده بودند . براى اين منظور با شكستن يخهاى ضخيم بدين رياضت سخت كه دشوارترين نوع توبه و انابه است تن در داده بودند . اهميت كار در اين بود كه بعيد مىنمود مقدمين بدان رياضت جان سالم بدر برند . سرانجام پس از آنكه مدت زيادى با آهنگ كشيشان كبوشى به خواندن مزامير و سرودهاى ربانى پرداختند حركت دستجمعى و توأم با آواز بسوى كليساى بزرگ آغاز شد . صليبها را در جلو حركت مىدادند . همگان آهنگى واحد سر داده بودند و سنج - زنان سنجهاى خود را به صدا درآورده بودند چنان كه اروپائيان بسيار پرهيزگار و مذهبى نيز با ديدن اين تشريفات ساده و در عين‌حال خشن به ياد تشريفات سادهء كليساى عهد عتيق افتاده سخت تحت تأثير قرار گرفته بودند . بسيارى از ايرانيان در دشت ، كويها و كوچه‌ها يا مهتابيها و پنجره‌هاى خانه‌هاى زيباى ارامنه كه سقفها و ديوار - هايشان نقوش زيبا داشت تماشاگر اين تشريفات بودند . داروغه يا قاضى ديوان جزاى اصفهان همراه انگليسيها در يكى از مهتابيها به تماشا ايستاده بود . انگليسها از اين‌كه سفير اسپانيا سر برهنه و در هواى بسيار سرد ، با تقدس هرچه تمامتر و به همان شيوه كه مردم اسپانيا در راهپيمائيهاى مذهبى شركت مىكنند در اين تشريفات شركت جسته بود در شگفت بودند . زنهاى ارمنى كه معمولا