فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
292
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
باغ را چيده بودند سرسبزى درختها و تاكهايش بطرزى عجيب چشمنواز بود . اين خانه چنان كه پيشتر گفتهايم درست در مركز شهر اصفهان نزديك مسجدى بزرگ و در همسايگى بازارى انباشته از هرنوع خوراكى قرار گرفته بود . با آنكه بين در بزرگ مسجد و نمازخانهء مجلل ديگرى كه عبادتگاه هميشگى مردم بود همواره گروهى عظيم در آمد و رفت بودند و اين محوطه از شلوغترين مكانهاى شهر به حساب مىآمد ازدحام جمعيت موجب زحمت ما نبود . زيرا خانهء ما در كوچهء تنگ مجاور درى داشت كه مىتوانستيم - بدون آنكه كسى مزاحممان باشد از آن رفتوآمد كنيم اگرچه ، از طرف ديگر خانه چنان به مسجد نزديك بوديم كه از پنجرهء اطاقها صداى ملا يا فقيه را هنگام وعظ مىشنيديم . سفير بقاياى ماه اوت و بيشتر ماه سپتامبر را در اصفهان ماند . در اين مدت گهگاه از اردو يا لشگرگاه شاه اخبارى مىرسيد . اما غالب اين خبرها پيشرفت نيروى شاه را در برابر عثمانيها بطور مشكوك بيان مىكرد . زيرا گذشته از آنكه بيشتر شرقيها ياوه گويند و سخنانشان به حقيقت مقرون نيست « 198 » هيچكس جرأت ندارد چيزى بر زبان بياورد كه خوشايند وزيران شاه نباشد و مردم همواره از بيم مجازات ، تخلف از اين قاعده را روا نمىدارند . از طرف ديگر ، مردم ايران ، بخصوص در امور مربوط به شاه ، هرگونه دستور و فرمانى را مو به مو عمل مىكنند و بالاخص در برابر فرنگيها بسيار محتاطند و حتى از آنان بيش از تركها نفرت دارند . به زودى از طريق نامهاى كه شاه با قاصدى سريعالسير براى وزير و حاكم كه در غياب دربار ادارهء امور شهر اصفهان را بر عهده داشتند فرستاده بود معلوم شد كه ايرانيان در برخورد با جلوداران سپاه عثمانى به پيروزيهائى دست يافتهاند . آنها اين پيروزى اندك را بزرگ جلوه مىدادند در صورتى كه حقيقت چنان نبود . ديرى از رسيدن نامهء شاه نگذشته بود كه وزير و حاكم
--> ( 198 ) با كمال تأسف غربيان همواره صداقت و سادهدلى شرقيان را ياوهگويى پنداشتهاند . - م .