فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
288
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كوچكتر نيز اين پلاكها را نه به عنوان وسيلهاى لازم براى دفاع بلكه براى زينت و تفاخر به اسبهاى خويش مىبندند . چون اسبها بسيار چابكند و سواران از دور با يكديگر مىجنگند ، از اينكه ضربههاى دشمن كشنده و سنگين باشد بيمى به خود راه نمىدهند . در حقيقت بايد گفت كه ضربهها پيش از رسيدن به هماورد نيروى خود را از دست مىدهند . اين قراولان شاهى يك رئيس يا فرمانده يا آقا دارند كه نظير ينىچريهاى عثمانى او را قورچىباشى مىنامند و اين سمت يكى از مناصب عالى كشورى محسوب مىشود . قورچىباشى كنونى تميز خان نام دارد كه نه تنها مورد توجه شاه بلكه طرف عنايت داماد وى نيز هست و به عنوان رئيس قراولان خاصه همواره در حضور است . قورچيها با تيرى زرين كه بر عمامهء خويش نصب مىكنند از ديگر سربازان مشخص مىشوند . چنان ستمگر و مغرورند كه اگر كسى كه زير فرمان آنهاست نافرمانى كند ، ولو حاكم شهرى باشد ، با ضربات چوب تنبيه مىگردد و ما بارها ناظر اينگونه تنبيهها بودهايم . اما سفير كه دشمن اينگونه افراطكاريها و از درندهخوئى قورچى همراهمان آگاه بود ، او را از نزديك زير نظر داشت و از شدت عملش كه بخصوص هنگام مستى براى وى كارى بسيار عادى بود جلوگيرى مىكرد . كمى پيش از غروب آفتاب ، با آنكه هنوز هوا خيلى گرم بود ، سفير از اين منزل چنار بزرگ نطنز حركت كرد . اين درهء زيبا را كه بسيارى عشرتكدههاى اعيان در آن بود و باغهاى فراوان داشت در دست چپ گذاشتيم و پيش از آنكه كاملا از دره خارج شويم از دامنهء حاصلخيز كوهى سر به فلك كشيده كه در دست راست بود گذشتيم . خاك اين دامنه چنان خوب بود كه هرچند در پايان ماه اوت بوديم ، همچون ماه آوريل اسپانيا ، همهجا سبز و خرم بود و بر خلاف ساير قسمتهاى اين ناحيه هيچگونه سنگ و كلوخى در زمين به چشم نمىخورد . در طول اين دامنه جويبارى بود با آبى زلال و خنك كه از بالاى كوه سرچشمه مىگرفت و سفير براى آشاميدن آب گواراى آن در پائين كوه و جائى كه چند درخت سايهبانى دلپذير بوجود