فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

286

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

باريابى كرده بود تا اجازهء مرخصى بخواهد و از قزوين عزيمت كند . در همين موقع بود كه شاه براى راهنمائى و مسكن دادن سفير در اصفهان حسن بك قورچى را انتخاب كرد و چون معمولا اين‌گونه مأموريتها به عنوان پاداش و براى لفت و ليس به اشخاص داده مىشود و راهنمايان با بىشرمى و ساخت و پاخت با كسبهء بين شهرها سود سرشارى عايد خويش مىكنند ، اين قورچى نيز بابت پاداش خدماتش از شاه تقاضا كرده بود كه چون مسير سفير و كردها و گرجيها يكى است و همگان به اصفهان مىروند وى راهنمائى همهء اين گروهها را بر عهده گيرد و متعهد شده بود كه با كمك گرفتن از سرباز ديگرى از عهدهء راهنمائى سفير و ديگران برآيد . سفير كه پيش از حركت از قزوين از اين موضوع آگاه شده بود و مىدانست كه به بهانهء بيمارى سركردهء كرد دو سه روزى حركت او را به تأخير خواهند انداخت ، با آنكه از اين‌گونه راه‌پيمائى اجبارى و آرام و كند ، كسل بود پرده‌پوشى كرد و چيزى به روى خود نياورد . سفير دستورهاى لازم را براى ادامهء سفرمان داده بود كه قورچى دستيارش را نزد وى فرستاد و درخواست كرد كه چون يكى از گرجيها فرار كرده و ناگزير است او را تعقيب و دستگير كند - چه در غير اين صورت شاه گردنش را خواهد زد - آن روز را در نطنز توقف كند . قورچى مزبور در عين حال قاطرچيها و ساربانان را تهديد كرده بود كه اگر از جاى خود بجنبند آنان را به چارميخ خواهد كشيد . اين حركت ناپسند سفير را خشمگين كرد بطوريكه بوسيلهء يكى از مترجمان به قورچى و دستيارش پيغام داد كه او زندانى نيست و هروقت اراده كند حركت خواهد كرد و هيچكس نمىتواند از عزيمت بازش دارد و نيز كسى حق ندارد هيچيك از افراد كاروان را تهديد كند ، زيرا همه‌چيز مربوط به شخص اوست و شخصا مسؤول عواقب اعمال خويش است . اين مترجم قورچى را در خانهء فرماندار در حال باده‌گسارى پيدا كرد . او كه سياه‌مست بود بىآنكه