فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
268
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
اسپانيائيها يا كلاههاى معمولى طبقات پست مانكا « 189 » يا كاستيل قديم شباهت دارد . چينخوردگيها يا تركهاى اين كلاه نبايد از دوازده كمتر يا بيشتر باشد و اين نشانهء مذهب صوفيان است كه شيخ حيدر اردبيلى مروج آنست . در مركز سطح فوقانى اين كلاهها كه همهء تركها بدانجا منتهى مىشوند ميلهء چوبى محكم و كوچكى استوار گرديده است به بلندى چهار و پهناى يك انگشت كه قسمت بالايش مانند خود كلاه صاف است . در حول اين ميلهء چوبى از پائين تا بالا دوازده ترك هست كه در مركز سطح فوقانى ميله به يكديگر مىپيوندند چنان كه اين دوازده ترك را بوضوح مىتوان ديد . تركهاى موجود در ميلهء چوبى با دوازده ترك خود كلاه مرتبطند . اين چوب نيز مانند بقاياى كلاه سرخرنگ است . روى اين كلاه پارچهاى طويل و بسيار ظريف مىبندند كه چند بار دور آن مىگردد و به شكل عمامهاى بسيار مطبوع درمىآيد و انتهاى دوازده ترك كلاه از آن بيرون مىماند . بعضى اوقات جز ميلهء چوبى پيدا نيست زيرا پارچه بقاياى كلاه را مىپوشاند . شمشيرى كه شاه بر كمر داشت كاملا با لباس سادهاش متناسب بود . قبضهاش قهوهاى رنگ و غلافش از چرم سياه بود . با اينكه همهچيز شاه زمخت و معمولى بود ، حركاتش توأم با وقار مىنمود و شخص او عارى از شكوه و هيبتى نبود . قامتى كوتاهتر از متوسط داشت . باريك اندام اما عصبى و نيرومند بود . بينىاش عقابى ، چهرهاش لاغر ، رنگ پوستش تا حدى سفيد ، و چشمهايش زنده و براق و اندكى سبز رنگ بود . ورزش دائم موجب شده است كه از نور آفتاب و آسيب هوا بر كنار نماند و به همينسبب ، رنگ چهرهاش كه مىبايد سفيد باشد كمى به سبزه مىزند . اما آنچه بهيچوجه درخور وى نيست زشتى دستهاست كه بسيار كوتاه و كلفت و سياهند و كاملا به دستهاى دهقانى زمخت شبيهاند . بمحض آنكه شاه وارد اين دفتر كار كوچك شد ، پسر جوانى نيز به جمعيت پيوست . اين پسر پانزده
--> ( 189 ) Manche