فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
14
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
جزيره و آن دژ از دست مىرفتند بمنزلهء آن بود كه شهر هرمز محاصره شده است . خبر اين جنگ و رضايت اندكى كه وزرا از مأموريت سيلوا فيگوئروآ داشتند دشواريهائى را به وجود آورد كه روزمره در تزايد بود و يا دستكم بهانهاى براى جلوگيرى از ادامهء سفر اين سفير به دست مىداد . زيرا با آنكه دن هيرونيمو آزوئدو ، نايب السلطنهء وقت هندوستان در ابتدا به سفير قول داد كه بىمعطلى لوازم سفر دريائى او را براى عزيمت به هرمز آماده خواهد كرد در تمامى دوران بادهاى موسمى ماه فوريه به قول خود عمل نكرد و نيز در اينباره هيچگونه فرمانى خطاب به اسقف بزرگ گوآ ، كه در مدت سفر خود به سورات ، او را به عنوان فرمانرواى كل تعيين كرده بود ، صادر ننمود . سفير هنگام ورود به گوآ بسيار بدحال بود . چنان كه مدتى مديد ، درحالى كه از حياتش رمقى بيش نمانده بود ، در كالج سن توماس - همانجا كه از كشتى پياده شده بود - باقى ماند . وى بمحض آنكه احساس كرد حالش بهتر است نايب السلطنه را ، كه مقدمات سفر خويش را به سورات فراهم مىآورد ، در فشار گذاشت كه معجلا با همهء نيروى دريائى كه در اختيار دارد به هرمز ، كه درخواست كمكى نيرومند و فورى كرده بود ، برود . با تأكيد بر اينكه در آن گيرودار براى وى موقعيتى به از آن در هند دست نمىداد كه در اين برخورد نظامى با نيروى دريائى مقتدرى كه در اختيار داشت به شاه اسپانيا خدمت كند . با اينحال ، در سراسر ماه نوامبر تا بيست و هفتم دسامبر كه روز حركت نايب السلطنه بود پيشكاران وى خود را سرگرم آماده كردن كشتيهاى جنگى نشان دادند ، بطورى كه بسادگى معلوم بود كه قصدى جز اتلاف وقت ندارند تا انگليسيها از سواحل هند دور شوند . اما نه تنها در اين كار توفيق نيافتند بلكه اين تأخير براى وى فضاحتى به بار آورد كه مردى با آن خصوصيات تا آن زمان با موقعيتى آنچنان مواجه نگرديده بود . همان دم كه نايب السلطنه