فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
248
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ساكنان ده ، بخصوص زنان و جوانان ، از بيمارى دشوارى رنج مىبرند و متذكر شدند كه بيمارى مزبور با سردردى شديد و برنتافتنى توأم است و بسبب نبودن دارو ، در پنجمين يا ششمين روز ابتلا بيمار را از پا درمىآورد . جز آنكه برخى از بيماران بطور اتفاقى عرق كرده از مرگ رستهاند . سفير از آنها پرسيد كه آيا اين مرض عود هم مىكند و واگيردار است ؟ در پاسخ اين سؤال عدهاى گفتند كه بيشتر بيماران روز سوم ابتلا هذيان مىگويند و بيشتر كسانىكه با آنها در تماس بودهاند دچار عفونت شده بطور ناگهانى مردهاند . و افزودند كه تا آن زمان از يكصد و پنجاه نفر ساكنان دهكده سى نفر جان سپردهاند و تعدادى در همان حدود بيمارند و در بدن مردگان لكههاى سياه ديده مىشود . سفير كه از علائم گفته شده حدس مىزد بيمارى تبى موذى است كه در اسپانيا تاواردلس « 181 » ناميده مىشود و فرانسويها آن را پورپر « 182 » مىنامند « 183 » به رقت آمد و بدانها توصيه كرد على العجاله كسى را به كاشان بفرستند كه جراحى را براى خون گرفتن به ده بياورد ؛ و آنها را مطمئن ساخت كه اگر بيمارى تازه آغاز شده باشد دو سه بار خون گرفتن موجب تسكين بيمار خواهد شد . از قضا ، پس از بازگشت از قزوين اطلاع يافتيم كه توصيهء وى مؤثر واقع شده است و در آن موقع آنچه توانست بدان توصيه بيفزايد صدقاتى بود كه به دستور وى ، به كسانى كه هنوز سرپا بودند و جان بدر برده داده شد . اين مرض كه بىترديد مسرى بود سفير را واداشت كه در همان روز ورود از اين منزل خطرناك عزيمت كند . [ از اصفهان تا قم ] كاروان عصر روز هفتم از اين ده عزيمت كرد و در اين شب شش فرسنگ ديگر در جادهاى بسيار بد و هوائى سوزانتر از شب پيش رانديم تا آنكه به دهى به نام قاسمآباد رسيديم كه كمى بزرگتر از ده پيشين بود . سفير در خانهاى نسبتا راحت و متعلق به چند زن
--> ( 181 ) tavarodellos ( 182 ) pourpre ( حصبه ) ( 183 ) حصبهء عام يا حماء ذات . - م .