فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
227
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
كه با آنكه محاصرهكنندگان آن را با توپخانهء بسيار قوى و با مهارت كوفتند هيچگونه زيانى بدان نرسيد . بعد از گذشتن از دروازهء اول دژ ، از چند گذرگاه تنگ مىگذرند و به دروازهء ديگرى مىرسند كه هردو لنگهء در آن همانند ديگر درها از ورقههاى آهن پوشيده است . از آنجا به بعد ، از در سومى مىگذرند و به دژ داخل مىشوند . هريك از اين درها چند دربان و نگهبان نظامى دارد . در اسلحهخانه كه بزرگ و زيبا ساخته شده است ، چهل پنجاه آتشبار هست كه بين آنها چندين قبضه توپ بزرگ و كوچك و توپ گروههء گردان ديده مىشود كه اغلب آنها هنگام تصرف شهر تبريز و ايروان از عثمانيها به غنيمت گرفته شده است . همچنين در اين اسلحهخانه سلاحهائى ديده مىشود كه ايرانيان هنگام تسخير گمبرون از پرتغاليها گرفته براى زينت و نمايش به ديوار آويختهاند . اين سلاحها روى پايههاى خود نصب گرديده بود اما ديگر سلاحها كاملا اوراق روى زمين افتاده غيرقابل استفاده بود . زيرا علاوه بر آنكه اين دژ در قلب كشور و دور از دسترس دشمنان قرار گرفته است و بدينعلت نيازى نمىبينند كه توپ مجهز بر جانپناه بگذارند اساسا ايرانيها چندان از توپخانه استفاده نمىكنند و بدان اعتنائى ندارند . اما براى تفاخر بدين كه توپ هم دارند در پائين برج و كنار خندق ، چندين توپ سبك و تعدادى تفنگ فتيلهاى گذاشتهاند كه لولههاى آنها بسوى جنوب است . در وسط دژ ميدانى بزرگ و زيبا با چند رواق و طارمى كمارتفاع هست كه در آنها چند حوضچه كوچك و فوارههائى هست كه آبشان تا ارتفاع زياد بالا مىرود و در حوضچهها مىريزد . اين رواقها و ميدان را روزى ديديم كه حاكمان شهر و دژ سفير را به ناهار دعوت كرده بودند و محل پذيرائى يكى از همين رواقها بود كه كف آن با بهترين قاليها مفروش بود . سطح آب حوضچهها برسم رايج بين ايرانيها و عربها از انواع گل پوشيده بود . اين مجلس مهمانى كاملا شبيه ضيافتى بود كه سلطان شيراز به افتخار سفير برپا كرد . در اينجا نيز سينيهاى بزرگى پر از پلو و انباشته از