فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
220
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
طريق آلمان و لهستان و مسكو و تاتارستان تا شهر حاجى طرخان ، واقع در نزديكى رودخانهء ولگا كه اهالى مسكو و تاتارها آن را اتل « 163 » مىنامند و به درياچهء خزر مىريزد ، پيش آمد و با گذشتن از دروازه آهن « 164 » و شهر دربند به ايران وارد شد . شاه ايران با همان مهربانى كه كشيشان اگوستنى را پذيرفته بود وى را مورد تفقد قرار داد و فرمان داد خانهاى و زمينى در اختيار آنان بگذارند و آنان مجال يافتند كه در محيط آن خانه و زمين براحتى زندگى كنند و كليسائى كوچك و صومعهاى براى اقامت و اجراى مراسم دينى برپا دارند . ما در آينده از آنچه براى اين دو گروه روحانى پيش آمد سخن خواهيم گفت و عجالتا به توضيحى كه دربارهء ايجاد اين دو صومعهء كوچك دادهايم اكتفا مىكنيم و توصيف شهر قديمى اصفهان را به پايان مىبريم . مسجد نو كه كار ساختمان آن هنوز ادامه دارد در يكى از گوشههاى ميدان واقع شده است . قصر شاه نيز از يك طرف به بازار كوچكى منتهى مىشود . از اين نقطه اگر ديوار باغ و حرمسرا را در دست راست قرار داده به راه خود ادامه دهيم ، از شهر قديمى اصفهان خارج مىشويم و به شهر جديد يا مهاجرنشينهائى مىرسيم كه ساكنان آنها را شاه فعلى از جاهاى ديگر منتقل كرده است و در اينجا اسكان يافتهاند . پيشتر از آنكه به شهر جديد وارد شويم ، دور تر از رودخانهاى كه دو شهرك مهاجرنشين جلفا و تبريز را از يكديگر جدا مىكند جادهاى بسيار زيبا هست به درازاى هزار و پانصد و عرض صد پا كه جديد الاحداث است . اين جاده را خندق يا آبراهى به عرض دوازده يا چهارده ، و عمق شش پا كه كف و ديوارهاى آن با سنگ سفيد روكش شده است به دو قسمت تقسيم مىكند . در هر يك از دوطرف آبراه براى آنكه پيادگان براحتى حركت كنند پيادهرو سنگفرشى ايجاد كردهاند و سوارگان و كسانى كه بار يا اثاثهاى دارند در بقاياى عرض جاده كه از پيادهروها پائينتر قرار دارد و
--> ( 163 ) edil ( 164 ) Portes de fer