فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

210

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

ميدان بايد از جلو كاخ شاه عبور مىكرديم كه در دست چپ قرار دارد و با توجه خاص اين پادشاه تزيين گرديده و چند ساختمان بدان افزوده شده است ، حكام شهر خود را به سفير نزديك كردند و از وى درخواست كردند كه بنا بر سنتى غيرقابل نقض كه در ايران از جانب همهء سفيران رعايت شده است ، او و همراهانش هنگام رسيدن برابر درگاه كاخ شاهى بايد از اسب فرود آيند و كلاه برگيرند و با خم كردن سر مراتب احترام به جاى آورند ، و تذكر دادند كه اين كمترين احترام و ادبى است كه بايستهء اعليحضرت است - زيرا همهء تبعهء شاه ، اعم از خانها و سلطانها و شاهزادگان و حتى پسران وى ، ناگزيرند در اين مكان از اسب پياده شوند و در حال سجده بر آستانهء در بوسه زنند . سفير بدانها پاسخ داد كه وى هيچگاه آنان را از انجام دادن مراسم خويش باز نمىدارد ، اما در مورد خودش ، پس از رسيدن به درگاه خانهء شاه همان احتراماتى را معمول خواهد داشت كه در اين‌گونه موارد نسبت به پادشاه خويش معمول مىدارد ، با وقوف بدين كه در جهان هيچ پادشاهى همچون شاه اسپانيا از طرف رعاياى خويش مورد احترام قرار نمىگيرد . حاكمان كه ميل داشتند وى در اين كار با آنها همراهى كند و از اسب پياده شود بر اصرار خود افزودند اما سفير با عزمى راسخ پاسخ داد كه چنان كارى نخواهد كرد ، آنان به كار خويش بپردازند و او نيز هنگام عبور از جلو خانهء شاه به وظيفهء خود عمل خواهد كرد . حاكمان چون اكراه وى را از آنگونه تشريفات ملاحظه كردند ، و از طرف ديگر گروه كثير همراهان توقف كرده در انتظار بودند ، خود و ديگر ايرانيان در وسط ميدان از اسب فرود آمدند و پياده تا نزديك قصر راه پيمودند كه نيايش خويش را بجاى آورند . با اين‌حال سفير - در عين آنكه كسانش را از فرود آمدن از اسب ممنوع كرد سواره راه خود را تا برابر درگاه قصر ، كه همانطور كه گفته‌ايم در دست چپ ما بود ادامه داد . چون بدانجا رسيد توقف كرد و سر اسب خود را رو به درگاه نگاهداشت . در اين حال به برداشتن و بلافاصله بر سر گذاشتن كلاه اكتفا كرد و در انتظار