فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

207

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بين آنها صنعتگر و بازرگان نيز هست اما تعدادشان بسيار اندك است زيرا غالبا نادارند و سرمايه‌اى براى دادوستد ندارند . زنهاى گبر همچون دهقانان استرامادور اسپانيا در كرياس يا آستانهء خانه‌ها مىنشينند و نخ مىتابند و پشم مىريسند و سپس با بافتن پارچه - هائى دوكها را از نخ خالى مىكنند . و در اين مورد بين آنها و زنان دهقانان استرامادور مشابهتى هست . كما اينكه اين دو طايفه در نوع زندگى و لباس و بخصوص رنگ چهره و سلوك و سادگى نيز به يكديگر مانندند . اين محلهء بيرون شهر در چشم‌رس قسمت عقب خانه‌اى بود كه سفير در آن اقامت داشت و تقريبا مركب بود از سه هزار خانه با كوچه‌هائى پهن و دراز و مستقيم و غالبا مشجر تا گرماى هوا را جبران كنند . و با اينكه بيش از ده سال نبود كه به فرمان شاه و به منظور توسعهء شهر اصفهان ، اين مردم را از زادگاهشان كوچانيده در اين ناحيه اسكان داده بودند مع‌ذلك اين مجموعه مىتوانست محله‌اى بزرگ و زيبا از حومهء شهر و حتى شهرى زيبا به حساب آيد . صداقت بسيار و منش آزادهء اين مردم حاكى از آن بود كه اگر روحانيان مسيحى اصفهان با چابكى و كوششى كه لازمهء حرفهء آنان است فعاليت كنند هدايت اين مردم به كيش مسيح كار دشوارى نيست . سفير از نوزدهم آوريل تا روز اول مه در اين باغ اقامت كرد . در عين‌حال دستور داده بود خانه‌اى در شهر پيدا كنند اما خانهء مناسبى پيدا نمىشود . با اين‌كه بسبب عزيمت بسيارى از خانها و بزرگان در ركاب شاه خانهء خالى فراوان بود ، حكام شهر جرأت نداشتند كه بدون فرمان شاه جائى در اختيار وى بگذارند . اين مشكل ، و نيز بىحوصلگى سفير براى پايان دادن به مأموريت خويش ، وى را مصمم كرد كه بدون رعايت مقررات و تشريفات به فرح‌آباد گرگان - كه در آن تاريخ اقامتگاه شاه بود - عزيمت كند . اما حاكمان اصفهان كه از ميل و ارادهء شاه در اين مورد آگاه نبودند به وى اجازهء حركت ندادند . از طرف ديگر ، سفير با علم به اينكه دو روز بعد از ورودش حكام شهر قاصدى سريع السير روانهء فرح‌آباد كرده و ورود وى را