فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

8

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

و فاخرترين بناهاى شاهان مشرق زمين است . من آرزو مىكنم كه بدانم اين‌كه سيلواد فيگوئروآ بىتأمل گفته است : « هنوز بقاياى ديوارها و باغهائى از بابل قديم را برفراز زمينهاى هموار آن شهر مىتوان ديد ، » از كدام مأخذ گرفته است زيرا مىبينم كه نقادان بسيار بزرگ نيز نتوانسته‌اند جايگاه واقعى اين شهر را بطور دقيق مشخص كنند . همچنين فراموش نخواهم كرد كه ستاره‌شناسان را آگاه كنم كه در اين كتاب از ستاره‌اى دنباله‌دار سخن رفته است كه شايد هيچگاه سخنى دربارهء آن نشنيده باشند . به گفتهء مصنف ، اين ستاره در هشتم نوامبر 1618 ( 30 ذى قعدهء 1027 ه ق ) پديدار شده و در همان زمان ستارهء دنباله‌دار كوچك اما بسيار تابناك‌ترى نيز در طرف چپ آن ديده شده است . ستارهء نخستين عظمتى شگفت داشته و منطقة - البروج ميزان و عقرب را دربر مىگرفته است . به عقيدهء من ، ستارهء كوچكتر همان است كه در اروپا نيز رصد شده و هر دو ستاره تقريبا در يك زمان ناپديد شده‌اند . * * * اين سفرنامه بوسيلهء شخص فيگوئروآ تحرير نگرديده بلكه منحصرا بر اساس خاطرات و تقريرات وى ، بوسيلهء يكى از همراهانش در سفر ايران تنظيم و تدوين شده است و شايد اين شخص نتوانسته باشد كمالى را كه خواجهء وى انتظار داشته است بدان بدهد . در عوض نقايص آن تا حد ممكن بوسيلهء مترجم رفع گرديده است . اگر نويسندهء اين سطور نيز در اين‌باره سخنى نگويد خواننده خود بهتر درك خواهد كرد كه مترجم اين اثر به زبان فرانسوى ، مردى و الا مقام و نادر الوجود است با فضلى شامل كه به همهء زبانهاى معتبر و زيباى كشورهاى مسيحى تسلط دارد و مىتوان گفت كه مطالعات و سفرها و مشاغل وى كه همواره مهم و معتبر بوده‌اند او را با همهء كشورهاى قلمرو مسيحيت دمساز كرده است . وى زبان فرانسوى را بسيار خوب سخن مىگويد و مىنويسد چنان كه در اين‌باره محسود بسيارى از مصنفان خود ماست . و اگر مردم ما آنگونه كه شايسته