فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
194
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بوديم جز برف ديده نمىشد . سفير بقيهء روز دهم آوريل را كه مصادف با هفتهء مقدس بود در كاروانسرا ماند و ساعت نه شب ، در همان هنگام كه درصدد بود كاروان را به راه اندازد حادثهاى قابل ملاحظه اتفاق افتاد كه همگان را دچار اندوه كرد . بدينمعنى كه كسانى كه نخستين محمولههاى كاروان را هدايت مىكردند جسد بىسر خوزه سالوادور ارمنى را كه پيشتر از او نام بردهايم و بسبب خدمات صادقانهاش در سمت مترجمى و آشنائى كاملش با اين ناحيهء مشرق زمين بسيار مورد توجه سفير بود در دويست پائى كاروان يافتند . توضيح آنكه اين خوزه سالوادور بطور علنى زنى را از شيراز با خود آورده بود . اين زن كه بتپرست و متولد هند بود اما تظاهر به مسلمانى مىكرد فاسد و زيانكار از آب درآمد و روز حادثه به دستور سفير از كاروان اخراج شده بود . خوزه سالوادور براى بازگردانيدن او از كاروان فاصله گرفته بود كه دچار آن حادثه گرديد . چون به منظور نقل اين خبر ناگوار براى سفير كه اين روز را قصد حركت نداشت و خوابيده بود بىنظمى و سروصدائى در كاروان ايجاد شد وى با شنيدن اولين قال و مقال انتشار اين خبر را ممنوع كرد و دستور داد براى يافتن قاتل هيچگونه كوششى معمول نگردد . زيرا عقيده داشت كه كسانى كه جسارت دست زدن به چنان كارى را داشتهاند در آنجا نخواهند ماند و هرگونه تجسسى براى كشف هويت آنها موجب خواهد شد كه به كارهاى بدترى دست زنند و در تمامى شب خواب را بر همگان حرام كنند . و در حالىكه مراقب هرگونه حادثهاى بود كه ممكن بود اتفاق افتد هنوز هوا روشن نشده بود كه دستور داد متوفى را دفن كردند . از اين قتل و جنايت چيزى دستگير كسى نشد جز آنكه كمى قبل از دور شدن خوزه از كاروان برخى از كاروانيان دو گروه سوار مسلح به تفنگ و شمشير را كه باشتاب از آن حوالى مىگذشتند ديده بودند . اين افراد يقين داشتند كه آنان مرتكب اين قتل گرديدهاند . اما هيچكس نتوانست حدس بزند كه علت ارتكاب آن