فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

177

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

غيرمألوف بود و هريك درفش يا بيرقى همراه با هدايائى كه براى ثبت در اين سفرنامه به توصيف آنها خواهيم پرداخت در دست داشتند . در دنبالهء گروه آورندگان هدايا ، ارابه‌اى چند اسبه به چشم مىخورد كه در آن قربانگاهى يا محرابى كوچك با مشعلى كه آتشى كه در آن شعله مىكشد نقش گرديده است . در طرف ديگر منظره‌اى از جنگ شيران است و در ميان آنها تصويرى است ، در نهايت كمال ، از شيرى كه گاوى را مىدرد - چنان طبيعى ، و با حرارت و درندگيى كه هيچ هنرمندى نمىتواند چيزى بدان بيفزايد . زيرا حتى قسمتهاى بسيار ظريف و دقيق مجسمه هنوز چنان محفوظ مانده است كه با نظارهء دقيق نيز يافتن كوچكترين نارسائى و خطا در آن غيرممكن است . پس از بالا رفتن از اين پلكان كه همچون پلكان ماقبل بسيار راحت و پله‌هاى آن بسيار كوتاه است ، صفه يا حياطى ديده مىشود كه بر اين ديوار دوم استوار و محصور در چهار ديوار دو جداره است كه سابقا بين آنها اطاقهائى وجود داشته است و همهء ديوارها از مرمرهايى بسيار ظريف‌اند ، بمراتب صاف‌تر و صيقلىتر از آنچه تا آنگاه ديده بوديم ، با تصاويرى برجسته در قسمت بالاى ديوارها كه براى ديدار و ملاحظهء آنها روزها و براى توصيف آنها ماهها فرصت لازم است . براى ورود به اين اطاقها از چهار درگاه يا ورودى استفاده مىشود كه گرچه كمال ديگر آثار عتيق را ندارند نه تنها خالى از زيبائى نيستند بلكه بادقت روى آنها كار شده است و از تناسب و توازنى همه‌جانبه برخوردارند . تا حدى كه موجبات جلب نظر همهء ديداركنندگان را فراهم مىكنند . حجاريها و گچ‌بريهاى روى سردرها كه ضمنا باز و بسته شدن و نگاهداشتن درها را تعهد مىكرده‌اند پر از گل و برگ و خرده‌كاريهاى ديگر بود و در برخى از آنها نوشته‌هائى با خطوطى ناشناخته به چشم مىخورد كه قطعا بسيار قديميتر از خطوط عبرانى يا كلدانى يا عربى و به كلى با آنها بىارتباط بود - همانطور كه با خطوط يونانى و رومى نيز مرتبط نبود . هر بدنه‌اى از اين ديوارها تقريبا شصت پى درازا و دوازده