فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
158
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
در اين جامه فرو مىروند كه چشمهايشان به زحمت ديده مىشود . اين لباس شباهت تامى به پوشش زنان مسلمان اسپانيا در دوران شاهان غرناطه دارد . غالبا همچون زنان بربرستان سيهچرده يا سبزهاند . اگرچه زن سفيدپوست نيز بين آنها به چشم مىخورد كه غالبا گرجى يا ارمنى هستند . بين آنها بربرهائى نيز شبيه اهالى هرمز يا زنان سراسر سواحل مجاور عربستان ديده مىشوند . زنان و دختران پيشهوران و طبقات پائين بطور گروهى در شهر حركت مىكنند و دستجمعى به حمام يا تفريح و تماشا مىروند اما زنان متعين و متشخص هيچگاه از خانه خارج نمىشوند و همواره با دقت مورد حراست قرار مىگيرند و در خانههاى خود حمام اختصاصى دارند زيرا مردان ايرانى نسبت به زنان خويش حسودترين مردان جهانند . با اين حال برخى عوام الناس تن مىدهند كه زنهايشان فاحشگى پيشه كنند و اينان همان رقاصگان و خوانندگانى هستند كه چنان كه گفتهايم در جشنهاى نايب السلطنهها يا ديگر صاحبمنصبان ، يا در مجالس ديگر مردم مىرقصند و مىخوانند و برحسب نوع استفادهاى كه از آنها مىشود پولى بدانها مىپردازند . همهء روزهاى جمعه كه تعطيل هفتگى ايرانيان و ديگر مسلمانان است بيشتر اهالى شهر را در راه دراز و تنگى كه پيشتر گفتيم دروازهء آهن را به قصر شاه مىپيوندد در حركت مىبينيد . اين جمعيت - پياده و سواره - به ميدان عمومى مىروند . در اين ميدان سربازان و اشخاص سرشناس به مسابقهء دو و چوگانبازى با اسب مىپردازند كه مشق نظامى و تفريح هميشگى آنهاست . پيادگان كه بيشتر مرد هستند تا زن ، پس ازآنكه مدتى به تماشاى اين بازيها پرداختند براى گردش به باغها مىروند . به فرمان شاه در باغها هميشه به روى مردم باز و مقرر است كه باغبانان همهء مردم را - به شرط آنكه به درختان آسيبى نرسانند - بدون استثنا پذيرا شوند . سواركاران نيز هنگامىكه بر اثر تمرينات خود خسته مىشوند در جائى دور تر از باغ از اسب پياده مىشوند و در حالى كه هريك تنگ