فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
148
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
از شيراز مردان بزرگى برخاستهاند كه زندگانى اخلاقى و نفوذ كلام آنان ضربالمثل است . مردم شيراز نه تنها امروز بلكه از قديم الايام به ديندارى و تقدس شهرهاند . گروهى از اين بزرگان در مساجد يا مقبرههاى داخل يا بيرون شهر مدفون و مورد احترام قاطبهء مردمند و قبور برخى از آنان زيارتگاه عمومى است . بين زيارتگاهها ، زيارتگاهى بسيار مشهور هست كه در نيم فرسنگى باغ مسكونى سفير ، نزديك دروازهء شمالى شهر و در فاصلهء كمى از خانهاى قديمى كه بعدا از آن سخن خواهيم گفت ، در دامنهء كوهى بلند قرار گرفته است . با اينكه بالا رفتن از شيب كوه بسيار دشوار بود و بايد چندين بار قسمتهاى بالاى تپه را دور مىزديم ، سفير ميل داشت اين زيارتگاه را ببيند . چون موقعيت مكانى اين زيارتگاه كمتر از قدمت آن شايان توجه نيست اختصاصا به توصيفى از آن مىپردازيم . در وسط شيب كوه صفهاى طبيعى يا دستساز بسيار بزرگ و زيبا هست كه بر سراسر دشت شيراز و محتواى آن ، اعم از خانهها و باغها و باغچهها مشرف است و بدينترتيب بىشك يكى از زيباترين و مطبوعترين مناظر جهان را بوجود آورده است . در ابتداى اين صفه ، پشت به كوه ، گذرگاه و در عينحال سكوئى بود به طول بيست و عرض تقريبا ده پا كه دو پا از صفه بلندتر بود بطورىكه مىشد بدان تكيه داد يا روى آن نشست . روى اين سكو نمدى گسترانيده بودند كه ايرانيان براى نشستن يا خوابيدن از آن استفاده مىكنند . از روى اين سكو نيز همان منظرهء بديع پيدا بود بطورىكه خانهء زيبا و جالب توجهى در شهر يا باغهاى اطراف آن نبود كه از اين مكان بطور وضوح ديده و شناخته نگردد . در سمت چپ اين گذرگاه يا سكو ، خانهء كوچك و بسيار خوش ساختى از خشت و آجر هست با چهار اطاق كوچك اما زيبا و تميز كه با حصير مفروش شدهاند . اين خانه به كلى خالى و فاقد هرگونه اسباب ، و مخصوص زائرانى است كه از راه دور مىآيند و براى آنكه ايوان و سكوئى كه از آنها سخن گفتهايم از هواى گرم شيراز در تابستان مصون باشند ، و بخصوص قسمتى از آنها