فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

118

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

گذشتيم و به قدر روز پيش راه پيموديم . عصر هنگام در فاصلهء يك فرسنگى دست چپ جاده درختان بسيارى ديديم با چند دهكده در عرض همان جنگل كوچك كه نشانهء خوبى خاك اين ناحيه در طول چند فرسنگ بود تا آنكه اين مزيت در دامنهء كوهى بپايان رسيد . بسادگى حدس زده مىشد كه وجود رطوبتى فراوان موجب آن حاصلخيزى است . به همين‌جهت سفير از يوسف ارمنى - يكى از ترجمانها - پرسيد آيا در آن نواحى رودخانه‌اى هست كه موجب آن سرسبزى است و او در جواب گفت در آنجا رودخانه‌اى به نام سيوند هست كه از راه بسيار دور و پس از عبور از شكافى كه قرنها پيش در كوه مقابل ايجاد كرده‌اند در اين دشت جارى مىشود و همهء نواحى مجاور را آبيارى مىكند . تا مصب رودخانه كه در خليج فارس و تقريبا روبروى بحرين است چند دهكده وجود دارد و سراسر زمينهاى اطراف رودخانه حاصلخيز و زير كشت است . جائى كه ما در نزديكى آن بوديم و مجاور دهانه و محل ورود رودخانه به دشت بود ، صحرائى چنان وسيع بود كه جز در ناحيهء لار ، در وسعت جائى مشابه آن نديده بودم . اين صحرا موقع و منظرى زيبا داشت و به باغى بزرگ مانند بود كه در جلو ساختمانى گسترده باشد . پس از عبور از طرف بريده شدهء كوه ، در حالىكه رودخانه همواره در ديدرس بود به دشت ديگرى وارد شديم . اين رودخانه دشت را تا نزديكى كاروانسرائى كه اطراقگاه آن شب ما بود ، آبيارى مىكرد . در دست چپ كاروانسرا درختان زيباى خرما و سرو و پرتقال و بسيارى درختان ديگر ديده مىشد ، با منظره‌اى چنان بديع كه با آنچه پيش از آن ديده بوديم - اگرچه آنها نيز زيبائى چشمگير داشتند - قابل قياس نبود . در اين جنگل دلپذير چند خانه و مسجدى زيبا و قديمى بود . اين دهكده يا شهرك را به زبان عربى كفرا « 99 » مىنامند كه به معنى بازار يا فروشگاه است . رودخانهء سيوند از كنار اين شهر مىگذرد و اهالى در مسير آن كانالهايى حفر كرده‌اند و بوسيلهء آنها

--> ( 99 ) كفر در زبان عربى بمعنى قريه است . - م .