فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
98
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
استخرى بزرگ و كاملا مدور دارد كه در مركز آن اطاق زيباى طلائى رنگ و كاملا مزينى ساختهاند . درهاى متعدد اين اطاق كوچك از همهطرف رو به استخر باز مىشود و براى ورود بدان از پلى چوبى استفاده مىكنند كه در دو طرف داراى جانپناه است . اين اطاق بسبب خنكى زياد ، در تابستان جائى بسيار مطبوع است . محققا بين ميوههاى بسيار مرغوبى كه در ايران هست هيچيك با خرماى اين ناحيه قابل مقايسه نيست . زيرا اين خرماها از لحاظ درشتى و رنگ و طعم بر همهء خرماهائى كه طبيعت در نواحى مختلف جهان ببار مىآورد برترى دارند . اين خرماها از گوجههائى كه در اسپانيا سيرولاس دومونژ « 84 » مىنامند درشتتر است . رنگشان مانند طلاى ناب و كمى تندتر از رنگ گوجههاى بسيار رسيدهء اسپانياست و با اينكه امروز خرماى بصره و بغداد بهترين خرماى قاره آسيا محسوب مىشود و آنگونه كه گزنفون در داستان لشكركشى كورش صغير آورده در زمان وى نيز چنين تصورى وجود داشته است . خرماى آن شهرها با خرماى لار قابل مقايسه نيست . بخصوص كه هنگام عبور سفير از اين شهر خرماى آن كاملا رسيده و پخته و چنان كه گفتيم از گوجههاى اسپانيا هم شيرينتر بود . سفير بطور مداوم براى تدارك شتران پيغام اصرارآميز به حاكم مىفرستاد تا آنكه تا روز نهم نوامبر شتر به تعداد كافى براى حركت فراهم شد . به همينجهت ، و بدين قصد كه عصر همين روز از لار حركت كند بلافاصله دستور داد كه چادرها را برچينند و بار كنند و در مدتى كه نوكران به اجراى اين فرمان مشغول بودند او غذاى ظهر خود را زير چهارطاقى كوچكى كه در چهار ديوارى آبانبارى بزرگ و زيبا ساخته شده بود و جاى گذاشتن ميزى و تختى داشت با لذت بسيار صرف كرد . اين آبانبار به شكل صليب ساخته شده و چهار طاقى كوچكى كه از آن ياد كرديم در تقاطع اضلاع چهارگانهء آن واقع است چنان كه بالهاى آبانبار و بالنتيجه آبهاى درون آنها
--> ( 84 ) cirvelas de monge