فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

93

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

خو مىداند كه تصوير را در اختيار كسانى بگذارد كه حرمتش را نگاهدارند . سفير تصوير را از وى گرفت و تقديس كرد و دستور داد بدقت از آن حفاظت شود . پس از آن سفير به ديدن حاكم رفت . حاكم در حياط خانهء خود ، در كنار آب‌انبارى كه قسمتى از آن سرباز بود ، به رسم محلى چهار زانو بر تشكى نشسته بود . چون ايرانيان در خانهء خود چهارپايه يا صندليى براى نشستن ندارند ، دو بالش از كجاوهء سفير آورده يكى را به حاكم و ديگرى را به خود او اختصاص دادند . خانهء حاكم اگرچه از خشت ساخته شده بود و بيش از چند ساختمان كوچك و كم‌ارتفاع نداشت بسيار زيبا بود . كف حياط و اطاقها آجرفرش بود و در قسمت ورودى ، حياطى بزرگ بود با چند اطاق براى نوكرها و طويله‌هائى براى حيوانات . در طبقهء اول حياط اندرونى سه چهار اطاق كوچك به چشم مىخورد . قسمت عقب حياط محل سكونت زنها بود كه طبق رسوم اعراب و ايرانيها و تركها ، هيچگاه نبايد در برابر مردان اجنبى ظاهر شوند يا صورت خود را به كسى نشان دهند . اين حاكم بسيار جوان و حداكثر سىساله بود و اندامى خوش‌تراش و رنگ پوستى بسيار روشن داشت . نسبت به سن و سالش درشت مىنمود و بسيار خوش‌خلق و مهربان بود . به همين سبب بلافاصله دستور داد دوتن از مطربهايش را خبر كردند . يكى از اين دو دف و ديگرى نوعى ويولون مىنواخت كه تقريبا شبيه چنگهاى قديمى بود با دسته‌اى درازتر و سه يا چهار سيم مسين . در اين كنسرت هيچگونه هم‌آهنگى وجود نداشت و آهنگ دف‌نواز كه همراه ساز خويش با لحنى حزن‌آور و شكوه‌آميز زمزمه مىكرد براى نوشخواريهاى نيوبه « 81 » و تشييع جنازهء هكتور « 82 » مناسب‌تر بود تا شاد گردانيدن سفير كه نه تحريرها را تشخيص مىداد و نه لحنها را ، ايرانيان حاضر در مجلس با حركات خود نشان مىدادند كه مسحور آن آوازها شده‌اند و

--> ( 81 ) Niobe : ملكهء افسانه‌اى شهر قب . . - م . ( 82 ) Hector : پهلوان افسانه‌اى تروا . - م .