فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

91

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

آشاميدنى جهان برابرى مىكرد . در شهر لار دقت بسيار مىشود كه پيش از فصل باران كه معمولا ماه‌هاى ژانويه و فوريه است ، آب‌انبارها را پاك و تميز كنند بطورىكه حتى هنگامىكه آب روى لجن بيش از يك پا نيست چنان تميز و زلال است كه گوئى از آسمان باريده است . با اين‌كه پس از چند روز توقف در لار ، آب آب‌انبارها بسيار پائين رفته بود ، و تصور مىكرديم كه شدت حرارت هوا درجهء حرارت آب را نيز بالا خواهد برد ، خنكى آب از فصول ديگر سال كمتر نبود . نكتهء جالب‌تر آنكه در روز ورود به لار ، با آنكه مجال تنگ ، و سفير بر اثر تشريفات ورود بسيار خسته بود ، آب خنكى كه هنگام غذا خوردن از همين آب‌انبارها به حضورش آوردند او را كاملا سرحال آورد . صبح روز بيست و نهم حاكم به ديدن سفير آمد اما اين ديدار بسيار كوتاه بود زيرا عالىجناب به دو فهمانيد كه قصد خواندن نماز دارد . گذشته از آن ، ايرانيها خود نيز وقت زيادى را براى چنين ديدوبازديدها صرف نمىكنند . در اين روز ، هنگامى كه سفير براى صرف غذا آماده مىشد ، چندتن از خدمه با سينيهاى مسين و برنجين انباشته از برنج و گوشت پخته وارد شدند . گوشتها را ، به سبك مرسوم محل بر برنجهائى با رنگهائى مختلف نهاده بودند . در تعدادى از سينيها مرغهاى پخته و كباب شده و قطعاتى از گوشت گوسفند به شكل هرم روى برنجها گذاشته بودند . ابر هريك از اين سينيها سرپوشى مسين گذاشته بودند كه همهء سينى و محتويات آن را مىپوشانيد . سينيها بقدرى بزرگ بودند كه غذاى موجود در يكى از آنها براى سير كردن چند نفر كافى بود . مقدار زيادى ميوه و شراب نيز به مجلس آوردند . بدين‌ترتيب ، نه تنها خدمهء سفير كه تعدادشان به يكصد نفر مىرسيد ، بلكه ساربانان نيز كه شمارى در همين حدود بودند از غذا اشباع شدند . سفير پس از نشستن بر سر ميز ، اگرچه به خوردن اين قسم گوشت عادت نداشت براى خوشامد ايرانيان حاضر در مجلس تظاهر به خوردن كرد و