فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
89
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بازارها همهنوع كالاى تجارتى به فروش مىرسد . بازرگانان وسائل زندگى روزانهء خويش را با خود به دكان مىآورند و روز را در آن بسر مىبرند . اما شب هنگام بازارها را مىبندند و نگهبان مخصوصى با كماندارانش همهء شب را به همان شيوه كه در بازار بورس يا بازار صرافان غرناطه مرسوم است از آنها نگهبانى مىكنند . دكانهاى بسيارى نيز هست كه در آنها ميوهء تر يا خشك ، مربا ، و نانهاى نوع خودشان را كه خبز « 80 » مىگويند مىفروشند . اما فروشندگانى كه اينگونه اجناس را از خارج براى فروش به بازار مىآورند از خود دكانى ندارند . اينان كالاهاى خود را در سبدهائى در طول راه و جلو دكانها عرضه مىكنند و بساط خود را چنان مىگسترند كه براى عابرانى كه از بام تا شام گروه گروه در بازارها آمدورفت مىكنند و عدهء آنها از مراجعان معروفترين بازارهاى اروپا هم بيشتر است راه عبور كافى باقى مىماند . عرض بازارهائى كه به چهار سوق بزرگ مىپيوندند بيست ، و پهناى آنها كه به چهار سوقهاى كوچك ختم مىگردند پانزده تا شانزده پاست . براى نظافت اين بازارها بطور دائم مىكوشند و به هيچكس ، حتى حاكم شهر نيز اجازه نمىدهند سواره وارد بازار شود . در گوشهاى از اين بنا درى است كه از طريق آن وارد كارخانهء مرباسازى مىشوند . اينجا پنج يا شش حجرهء كوچك مسقف با طاقها و نور گيرهاى مشبك با همان سنگها و شيوهء معمارى بازار وجود دارد . در اين قسمت اطاقهاى طاقزده و پيچوخمهائى است كه در آنها شكر تصفيه مىكنند و به ساختن انواع مربا مىپردازند . در يك كلام ساختمان اين بازار بقدرى مجلل است كه مىتواند رونقبخش زيباترين شهرهاى جهان باشد كه شهر لار در شمار متوسطين آنها نيز قرار نمىگيرد . زمين زراعى لار بههيچوجه قابل توجه نيست . بخصوص كه در زمينهاى زراعى اين شهر نيز كه مانند ديگر زمينهاى اين ناحيه
--> ( 80 ) Hapas