فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
87
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
پرداخت . شهر لار پايتخت كار امانى قديم بوده و بين اعراب شهرت بسيار دارد . اين شهر در انتهاى دشتى بزرگ به پهناى سه فرسنگ واقع شده كه دو كوه جادههاى ورودى و خروجى آن را از دو سو احاطه كردهاند بطورىكه گذشته از راه ورودى تنها راه خروجى شهر نيز كه بسوى شيراز مىرود بين همين دو كوه محصور است . شهر لار در بزرگى دستكمى از هرمز ندارد اما كوچههاى آن به تنگى كوچههاى هرمز و خانههاى آن از لحاظ ساختمان به خوبى خانههاى آن شهر نيست . همهء خانههاى شهر از گل ساخته شده و نماى خارجى آنها با كاهگل - كه پيش از اين در توصيف دژ بندر از آن سخن گفتهايم - اندود گرديده است بطوريكه از خارج بهيچوجه زيبا و جالب توجه نيست . اما داخل خانهها ، چون با گچ سفيدكارى شده بسيار تميز است . بعضى از اين خانهها به سبك بربرها نقاشى شده و با آجر تراش خورده مفروش گرديدهاند . بين آنها خانهء دو طبقه كم است و عموما فاقد پنجرههاى بزرگند اما پنجرههاى كوچى دارند كه به كركره يا حصير مزين است . مانند شهر هرمز خانهاى نيست كه مهتابى نداشته باشد و خانههاى برخى از اعيان شهر بادگيرهائى شبيه آنچه پيشتر گفتهايم دارند . اما تعداد بادگيرها كم و دال بر آن است كه در اين شهر گرما به قدر هرمز شدت نمىگيرد . شهر لار كاملا در دامن دشت قرار نگرفته بلكه از يك طرف به تپهاى منتهى مىشود ، چنان كه در محل ساختمان دژ ، قسمتى از شهر روى كوه قرار مىگيرد و بخصوص راهى كه به دژ منتهى مىشود چنان سربالاست كه بالا رفتن از آن با اسب مقدور نيست . لار پايگاه تجارت و قرارگاه هميشگى كاروانها و قوافلى است كه از فارس و كرمان و ديگر جاها به هرمز مىآيند يا از هرمز و عربستان بدان ايالتها مىروند بدينجهت است كه گروه زيادى بازرگان ايرانى و عرب و كافر و يهودى در آن گرد آمدهاند و براى جلب بازرگانان خارجى و امتعهء آنها كاروانسراهاى بزرگ و بسيار دارد . اما آنچه بيشتر بدين