غلامحسين افضل الملك
91
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
فليس يضغى و يرنو من اباطيل * له لدى الحق ابصار و اذان « 10 » فمجده دوحة فى العرش ثابتة * فمنه فى الارض اوراق و اغصان « 11 » له من المدح و التمجيد ابيات * فلا تهدّمها فى الدهر ازمان « 12 » جناب آقا ميرزا داود ملاباشى كه اين قصيده از من شنيد او را اهتزازى دست داد بسى تمجيد كرد و بياناتى نمود كه چون موجب ريا و خودستائى من است از نوشتن آن بيانات عاليه ميگذرم . فورا در كمال ميل نسخهء اين قصيده را از من گرفته در كراريس « * » خود باسم من ضبط كردند . ايشان را سه فرزند برومند است يكى از آنها . جامع البلاغة و الفصاحة ، صاحب اليراعة و البراعة ، مجمع الفضايل و الخصال ، و منبع المحامد و الكمال ، اطروفهء ايران و اعجوبهء خراسان ميرزا فضل اللّه بدايعنگار است كه در آستانهء مقدسهء رضويه بمنصب و لقب بدايعنگار مفتخر و در انشاء فرمانهاى سركار فيض آثار و فن ترسّل آستانهء مقدسه وحيد و مشتهر است . دار الانشاء آستانهء مقدسه به او تفويض است . در هر حال كه از طرف حضرت رضا عليه آلاف التحية و الثناء خلعتى براى اعليحضرت شاهنشاه ايران و حضرت اسعد ولايت عهد و حضرت مستطاب صدر اعظم فرستاده مىشود ، فرمانهاى آن خلاع را آقا ميرزا فضل اللّه به عربى و فارسى با بيانات رائفه و كلمات فائقه انشاء و صادر كرده و به مهر مبارك رضوى موشح و به ثبت امضاى دفتر آستانهء مقدسه مزين ساخته براى ايشان
--> ( 10 ) - هيچگاه به سخنان ياوه و « باطل » گوش فرانمىدهد ( چرا كه ) از سوى « حق » او را چشم و گوش است . ( 11 ) - جلال و شكوه وى درختى است كه در عرش استوار و پايدار گرديده و از آن درخت در روى زمين شاخ و برگهاى پراكنده است . ( 12 ) - ستايش و بزرگداشت او را اشعارى « بسيار » است كه زمان هرگز در سراسر روزگار آنها را از ميان نخواهد برد . ( * ) مؤلف در حاشيه نوشته است . جمع كرّاسه است كه بمعنى كشكول و جنگ است .