غلامحسين افضل الملك
90
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
اذا عزمنا له خسراننا ربح * رجائنا من سوى جدواه حرمان « 2 » فى حالتيه لنا قتل و احياء * من راحتيه لنا وصل و هجران « 3 » مدحى له كاليد البيضاء باهرة * و فى اعاديه عند الشتم ثعبان « 4 » له من اللّه آثار بها شرف * بذل و موهبة ، عفو و غفران « 5 » لمن غدى ضده خبث به تعب * بخل و مسكنة ، عجز و خذلان « 6 » ان هزّ اقلامه يوما ليعملها * تزلزلت منه فى الآفاق اركان « 7 » و منه شدة باس حيثما ذكرت * اضحت مشايخ قبل الشيب شبان « 8 » متى يقابله الخصم العنيد يرى * لدى ذوى اللب رحمان و شيطان « 9 »
--> ( 2 ) - براى وى و بخاطرش تصميم كرديم . زيان ما سودى بود و به غير از عطاى وى ، اميد ما نوميدى و حرمان بود . ( 3 ) - مرگ و زندگى ما منوط به خشم و رضاى اوست ، و در شادى او ما را وصل ، بهره است و در غمش ، هجران . ( 4 ) - ستايش من دربارهى او همچون « يد بيضا » درخشان است و براى دشمنانش هنگامى كه دشنام ( گويم ) « اژدها » ست . ( 5 ) - از سوى خدا ، وى را آثارى ( پديد ) است از جمله شرف و بذل و موهبت و بخشش و بخشايش . ( 6 ) - هركس كه با وى مخالفت ورزيد بد نهادى است كه بخل و مسكنت و درماندگى و خوارى رنجش مىدهد . ( 7 ) - اگر قلمش را روزى به كار گيرد و به جنبش درآرد پايههاى سراسر گيتى از آن به لرزه درآيد . ( 8 ) - از شدت هيبت و صلابت وى هرجا يادى شده است . جوانان پيش از آنكه مراحل پيرى را بگذرانند ( يكباره ) پير شدهاند . ( 9 ) - هنگاميكه دشمن با او مواجه مىشود ، بديدهى خردمندان چنين مىنمايد كه خدا و شيطان ( روبروى هم قرار گرفتهاند ) .