غلامحسين افضل الملك
86
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
اينطايفه است . برجى را كه غياث الدين در جادهء قديم صد خرو محض حفظ و حراست راه ساخته است موجود است . جادهء قديم با اين جادهء حاليّه تقريبا دو فرسخ فاصله دارد . اهالى صد خرو بلسان عاميانه اين برج را « برج غثدى » مينامند . خواجه عماد صدخروى يكى از اجداد اين طايفه است كه وقتى او جلوى طايفه افغان را گرفت نگذاشت بايران حمله آورند . جناب آقا ميرزا داود برادرى دارند ملقب بحاجى معين الشريعه كه از اخيار و ابرار روزگار است . در صد خرو منزل دارند . برادرزاده [ اى ] دارند كه لقب قاضىگرى از دولت بايشان مرحمت شده است در صد خرو منزل دارند ، از اخيار و ابرارند ، علوّ طبعى دارند ، اغلب از زوار را مجانا پذيرائى ميكنند . درب خانهء ايشان براى واردين مفتوح است . خلاصه از مفاكهات جناب آقا ميرزا داود حظها بردم . وعده دادند كه اشعار عربيّهء خود را بتهران بفرستند . جناب آقا ميرزا داود از من خواهش كردند كه اشعار عربى خود را نزد ايشان بخوانم . من گفتم تاكنون در خراسان از اشعار فارسى و عربى خود نزد احدى نخواندهام و بجهاتى چند طفره زدهام لكن چون جنابعالى را اهل و سخنشناس يافتم اين قصيده را كه در مدح آقا ميرزا على اصغر خان امين السلطان صدر اعظم ايران پسر مرحوم آقا ابراهيم امين السلطان وزير خزانه ساختهام ميخوانم و آن قصيده اين است . و للصدارة بنيان و جدران * جدرانها منك قد شادت و بنيان « 1 » فللصدارة حسن لا نظير له * لحسنها جودك اللّماع عنوان « 2 » اس الصدارة صغراها و كبراها * قضية انت فى معناه برهان « 3 »
--> ( 1 ) - صدارت را كه پى و بنيادى است با روى آن از تو رفعت يافته و بنياد گرفته است . ( 2 ) - پس اينكه صدارت را نيكويى و جاذبهيى بيمانند است . رادمردى درخشنده تو . نكوئى و جذبهى آن را سرآغاز گشته است . ( 3 ) - اصل صدارت ( و مقدمات ) صغرا و كبراى آن . چونان قضيهيى است كه تو -