غلامحسين افضل الملك
82
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
مقدسه برقرار بوده ، محض تشويق ، ادبا و فضلاء اين شهر را جمع كرده و از ايشان خواستار شده است كه حكايات گلستان شيخ سعدى را بلسان عرب بيان كنند . و داد فصاحت و بلاغت زنند . و شما چند حكايت آن را بلسان عرب ترجمه كرده بلاغت و فصاحت به كار بردهايد . يكى از آن حكايات را كه تعريب كردهايد از براى من بخوانيد . جناب آقا شيخ داود گفتند بلى مرحوم ميرزا سعيد خان چنين خواهشى كرد و من در بادى امر گفتم كه لطافت و مزه و فصاحت و بلاغت هيچ زبانى كه به زبان ديگر ترجمه شود بميان درنيايد . لكن محض اينكه من عاجز همگنان نشده باشم چند حكايت گلستان را بلسان عرب ترجمه ميكنم كه فصاحت و بلاغت و حسن عبارات و لطف اشارات داشته باشد . از آن جمله اين حكايت است كه شيخ سعدى عليه الرحمه به زبان فارسى چنين گفته است . « بازرگانى را هزار دينار خسارت افتاد . با پسر گفت مبادا كه اين سخن با كسى اظهار كنى . پسر گفت اى پدر امر تراست و لكن مرا بر اين فايده مطلع گردان كه در نهان داشتن اين امر مصلحت چيست . پدر گفت تا مصيبت دو نشود . يكى نقصان مايه و ديگر شماتت همسايه . مگو انده خويش با دشمنان * كه لا حول گويند شادىكنان جناب مستطاب ميرزا داود اين حكايت را بلسان عرب اينطور تلفيق كرده است . قيل ان رجلا من اهل البضاعة رمنه نوايب دهره بالاضاعه فبلغ الف دينار خسارته و ما ربحت فيه تجارته فقال لابنه يا بنىّ لا تخبر به احدا . و لا تظهره ابدا فقال الإبن الامر اليك و لكن بيّن لى فوايد الاسرار و علّمنى مفاسد الاظهار . قال لئلا يبلغ المصاب حد النصاب خسران تجارتى و شماتة جارتى
--> - است - چنان كه گفته شد - كه در زمان صدارت حاج ميرزا حسين خان سپهسالار از وزارت خارجه معزول و به توليت آستان قدس رضوى منصوب شد ، و مردى دانا و در زبان و ادبيات عرب متبحّر بوده است .